اين قدر اشارت است به تصور ماهيت علم منطق و تنبهى بر فائده بحسب امكان در اين موضوع چه احاطه به كنه آن بعد از تمامى علم تواند بود .
سير منطق قبل از ارسطو چنان كه از تعريف و فائده اين فن دانسته شد بطور قطع پيدايش فكر منطقى با تاريخ فكر بشرى توام بوده است و انسان از روزى كه خود را شناخته است و در جهان آفرينش انديشيده است افكار و انديشههاى خود را با نوعى از استدلالات و تفكرات منطقى توام داشته است و بدين جهت همانطور كه تاريخ مسلم و مبدأ تاريخى براى تفكرات بشر در مورد راز آفرينش و جهان وجود در دست نيست بطور قطع و يقين مبدأ پديد آمدن افكار و استدلالات منطقى هم بر انسان نامعلوم است زيرا منطق چيزى جز دستور فكر كردن نيست و مادام كه انسان انديشمندى وجود داشته است به نحوى افكار و عقايد خود را بر اساس و پايهء استوار ميداشته است .
سوفسطائيان در گير و دار حكومتهاى خشن سرزمين يونان و وضع طبقاتى موجود و مظالم بيش از حد قضات در آن سامان دستهاى متجدد و نوطلب بوجود آمدند كه اساس افكار و عقايد آن سرزمين را نسبت به بتها و نيم خدايان سست و ضعيف كردند و بويژه اين افكار و عقايد در ميان جوانان و نورسيدگان كه نسل آيندهء « اتن » را تشكيل ميدادند رسوخ و نفوذ يافت اين دسته كه آنان را « سوفيست » يا « سوفسطائى » ناميدند مطالب و اغراض خود را با بيانى فصيح و عباراتى شيوا و با استفاده از اصول فن جدل و خطابه تبليغ ميكردند و در نتيجه افكار و عقايد آنان بر خورد و تضادهائى را در جامعهء منجمد و يكنواخت يونان بوجود آورد .
فن كلام يا خطابه و بيان و مغالطه و جدل از فنون مورد توجه مردم آن سامان گرديد و بدين ترتيب پايه و اساس كار منطق بدست اين جمع گذارده شد . رؤساى سوفسطائيان مانند « گورگياس » و « » دربارهء معرفت و عقل و وجود و احساس كتابها و رسائلى نوشتهاند مضافا بر تعليمات شفاهى ، مطالبى در مقام بحث و گفتگو بشاگردان خود القا ميكردند .
مخصوصا يكى از هنرهاى مهم « - گورگياس » جدل بوده است وى در اقامه حجتها و برهانهاى جدلى ماهر بوده است و باصول فلسفهء پارمنيد حمله مىكند و عقايد وى را راجع به وجود و لا وجود مردود ميداند .
وى گويد : خطابه اعظم شئون انسان است و غرض از آن اغناء مستمع است بنا بر اصول آنها قدرت بالاتر از حق است .
البته ميدانيم كه « سقراط » و « افلاطون » و « ارسطو » هر سه حكيم عقايد و افكار و روش كار « سوفسطائيان » را مردود ميدانستهاند و با اين وصف از آثار و بيانات آنان در پايهء كار منطق استفاده كردهاند .
ديگر از معلمين و خطباء بزرگ اين
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 1924
مساهمون: سيد جعفر سجادى
ص١٩٢٤