وطى كردن ، و اگر وطى كند روا نباشد فروختن او ، و نه اعتراف آوردن بفرزندى او . بايد كه از براى وى چيزى از مال خويش معين كند ، براى آنكه وى را بنطفهء خويش [ غذا داده ] است .
و روا نيست وطى كردن كنيزكى كه بعضى ازو بنده باشد و بعضى آزاد . و روايت كردهاند كه روا باشد برو عقد متعه كردن در روزى خاصه .
و كنيزك مشترك را روا نباشد هيچ يكى از شركا وطى كردن الا بتحليل ايشان . اگر بىتحليل ، يعنى : بىحلال كردن وطى كند ، گناهكار باشد ، و تأديبش واجب باشد . و فرزند را بوى الحاق كنند ، و نصيب شريك از قيمت فرزند بشريك بايد دادن .
و بر مادر فرزند حكم بندگان رود الا بيع او . چون فرزند او زنده باشد ، روا نباشد وى را فروختن نه در بهاى وى .
و اگر بهاى وى دين باشد ، و خواجهء وى را وجهى ديگر نباشد كه آن دين وى بگذارد ، روا باشد فروختن وى از براى گزاردن آن دين .
و ميان زنانى كه حرام باشند ، جمع توان كرد در ملك ، نه در وطى ، چنان كه مادر و دختر و دو خواهر .
( معتقد الاماميه ص 443 ، 444 )
مَلَكِ مُقَرَّب
- ( اصطلاح فلسفى ) صدر الدين از عقل اول تعبير به ملك مقرب كرده و عقول طوليه را ملائكه مقربين ناميده است باعتبار قاهريت و تأثير آنها در مادون خود ( مبدأ و معاد صدرا ص 92 - رسائل صدرا ص 105 - اسفار ج 3 ص 101 ) .
مَلَكات
- ( اصطلاح فلسفى ) كيفيات راسخهء نفسانى را ملكات گويند و از انواع مقولهء كيفاند ( دستور ج 3 ص 329 ) .
مَلْكانيَّه
- ( اصطلاح ملل و نحل ) مذهب همهء پادشاهان مسيح بود در روزگار باستان و نيز مذهب مردم آفريقا ، صقليه ، اندلس و شام است .
اينان قائل به سه اصلاند « اب ، ابن و روح القدس » و گويند عيسى هم خداى كامل است و هم انسان كامل ، آنچه مصلوب گرديد انسانيت وى بود نه الوهيت او .
عين اين عقيده را نيز نسطوريان دارند بجز اينكه گويند حضرت مريم جنبهء انسانيت عيسى را بزاده است و جنبهء الوهيت او را خدا بزاده است .
لكن يعقوبيه گويند اصولا مسيح خود خدا است و پس از قتل عيسى جهان سه روز بدون مدبر بماند . . .
( رجوع شود به محل و نحل ابن حزم ص 48 ج 1 ) البته در عقيده رايج مسيحيان عيسى روح الله و فرزند خدا به حساب مىآيد لكن يعقوبيان و نسطوريان در اين امر غلو و زيادهروى داشتهاند .
مَلَكَه
- ( اصطلاح فلسفى ) خواجهء طوسى گويد : ملكه هيأتى نفسانى بود كه موجب صدور فعلى يا انفعالى شود بىرويتى ( از اساس الاقتباس ص 44 و رجوع شود به اسفار ج 2 ص 35 - مقولات ارسطو - 71 - كشاف ص 1328 - اخلاق ناصرى ص 64 - اسفار ج 1 ص 138 ) .