( از مصباح الهدايه ص 100 ) .
در شرح حكمة الاشراق است كه مكاشفه ظهور شىء است براى قلب باستيلاء ذكر آن بدون بقاء ريب و يا حصول امر عقلى است بالهام بطور « دفعة واحدة » بدون فكر و طلب يا بين نوم و بيدارى و يا ارتفاع حجاب است تا آنكه واضح شود احوالات جلى در امور متعلق بآخرت .
بعضى گويند : مكاشفت عبارت از حصول علم است براى نفس بفكر يا حدس و يا سانحهء خاص .
بعضى گويند : مكاشفت عبارت از بلوغ بما ورا حجاب است وجودا .
و گفته شده است كه : مكاشفت اطلاع يكى از متحابين متصافين است صاحبش را بر باطن و سر و امر خود .
( از شرح منازل ص 195 ) و گفته شده است كه : ثمره علم وراثت مكاشفت است كه : باشارت آيد نه با عبارت .
بو بكر شبلى روزى در مكاشفهء جلال حق مستهلك بود از خود بىخود گشته ، حريق آتش معرفت ، غريق درياى محبت ، همىگفت : الهى اگرت بخوانم برانى ، ور بروم بخوانى ، پس چكنم من بدين حيرانى توام مگر سامان كنى را هم به خود آسان كنى نه با تو مرا آرام ، نه بىتو كارم بسامان ، نه جاى بريدن ، نه اميد رسيدن ، فرياد از تو ، كه اين جانها همه شيداى تو ، و اين دلها همه حيران به تو ، چند سال زير آن نردبان پايه ، پاس دل ميداشت گفت : پنداشتم كه به جائى رسيدم بسرم ندا آمد كه : « اذا ظننت انك وجدتنى ، فقد فقدتنى و اذا ظننت انت فقد تنى ، فقد وجدتنى » فرا خلق مينمايد كه اين كار نه به حد فهم و هم آدميانست ، نه درگاه تأويل عالمانست نه ميدان عبادت عابدانست ، نه تيه تحير عارفانست .
( رجوع شود به عده ج 5 ص 459 )
مُكافات
- ( اصطلاح اخلاقى ) و آن بود كه احسانى را كه به او كنند بمانند آن يا زياده از آن مقابله كند و در اسائت به كمتر از آن ( از اخلاق ناصرى ص 80 ) .
مُكالَمَت
- ( اصطلاح عرفانى ) مرتبه كليم بودن و مكالمت مرتبهء والايى است كه مخصوص حضرت موسى است كه فرمودند
« وَ كَلَّمَ اللَّهُ مُوسى تَكْلِيماً »
مَكان
- ( اصطلاح فلسفى ) مكان عبارت از امرى و چيزى است كه چيزى ديگر در آن نهاده و يا بر آن تكيه كند و تعاريف متعددى براى آن شده است .
شيخ الرئيس گويد : مكان جاى بود و او را چند خاصيت هست باتفاق همه يكى كه جنبنده از وى بشود بسوى جاى ديگر كه آرميدهاند و يكى از وى بايستد و دوم كه اندر يكى از دو چيزى نگنجد كه تا آب از كوزه نشود سركه اندر نيايد و سيوم كه زير و زبر اندر جايگاه بود و چهارم كه گويند كه مر جسم را كه اندر وى است ( دانشنامه بخش طبيعيات ص 113 و رجوع شود به شفا ج 1 ص 51 - 62 ) .
ابو البركات گويد : مكان نزد جمهور مفهومى است مشهور و اعرف و در هر چيزى بستگى بدان چيز دارد در بعضى از اشياء به معناى « ما يعتمد عليه الشيء » است و در بعضى از چيزها « ما يستقر عليه