تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 1905

مساهمون:

ص١٩٠٥
الشيء » است و . . . ( از المعتبر ج 2 ص 41 - 43 ) . در اخوان الصفا است كه براى مكان تعاريف مختلفى شده است جمهور حكما گويند « 1 - فهو الوعاء الذى يكون فيه المتمكن 2 - سطح جسم الذى يلى المحوى 3 - سطح الجسم المحوى الذى يلى الحاوى 4 - فصل المشترك الذى بين سطح الحاوى و المحوى » و فضائى كه جسم طولا و عرضا و عمقا در آن رود . ( از اخوان ج 2 ص 9 ) . صدرا گويد : جمهور حكما گويند مكان عبارت از سطح باطن از جسم حاوى است به نحوى كه هيچ جزئى از آن خارج از سطح نباشد و اين وضع واقع نيست مگر در اجزاء اين عالم مانند آحاد عناصر و افلاك و هرگاه مجموع آنچه در اين عالم است از امكنه و ازمنه بطور جملى و كلى و بدان نحو كه يك شىءاند لحاظ شوند بيك نام خوانده مىشود و چيزى خارج از آنها نيست كه بنام مكان خوانده شود . و الا مجموع مجموع نخواهد بود و بنا بر اين براى جهان وجود مكانى نيست پس مكان بقول صد ؟ ؟ الدين امرى است كه داخل در عالم است و همان سطح باطن از جسم حاوى است : ( از رسائل صدرا ص 303 و رجوع شود به اسفار ج 2 ص 13 - 18 - ج 1 ص 297 ) . « اعلم ان مكان كل جسم كما عليه الجمهور من الحكماء هو السطح الباطن من الجسم الحاوى له بحيث لم يكن جزء منه خارجا عن ذلك » ( از رسائل صدر الدين ص 303 ) . حاجى سبزوارى گويد : مكان نزد اكثر متكلمان عبارت از بعد موهوم است و نزد مشائيان سطح باطن از جسم حاوى است كه مشتمل بر سطح ظاهر از جسم محوى باشد و نزد اشراقيان عبارت از بعد مجردى است نظير تجرد موجودات مثالى كه فاصل بين دو عالم است يعنى واسطهء ميان مفارقات نوريه و ظلمات است كه جسم متمكن بر نحو كلى و باعماقه و اجزائه در آن مىباشد . ( از شرح منظومه ص 254 ) بعضى ديگر گويند . مكان امرى است موهوم زيرا آنچه موجود است يا جوهر است يا عرض و مكان اگر جوهر باشد بايد قابل وضع باشد و در اين صورت خود نياز به مكان ديگر دارد و تسلسل لازم مىآيد و اگر عرض باشد هر عرضى نياز بموضوع دارد و متقوم به غير است و خود مقوم نتواند باشد و نيز اگر موجود باشد بايد متمكن داخل در او باشد و حال آنكه مداخلهء اجسام باطل است و فروض ديگر . بعضى گويند : مكان هيولاى جسم است و عدهء ديگر گويند صورت جسم است ( رجوع شود باسفار ج 2 ص 18 و شفا ج 1 ص 50 ، 63 ، 65 - زاد المسافرين 96 - مجموعهء دوم مصنفات ص 131 - تهافت التهافت ص 479 ) . مير داماد گويد : مكان عبارت از عوارض ماده است و اصحاب خلاء گويند . مكان بعد فارغ است و بعضى گويند منتهى اليه حركت است و بعضى گويند عبارت از صورت است و بعضى گويند سطح مطلق است . شيخ اشراق گويد : عبارت از بعد مجرد است ( رجوع شود به ش ص 229 -