اولا فائدهء وصف ممكن است چيزى ديگر باشد چنان كه در شرط گفته شد و ثانيا اگر بدلائل و قرائن خارجى عليت آن وصف دانسته شود مانعى ندارد كه مؤثر باشد در اين صورت هم به نفس وصف اين دلالت حاصل نشده است و ممكن است ايراد وصف از باب مجرد توضيح باشد چنان كه اهل ادب هم گويند غرض از اتيان وصف مجرد توضيح است نه فائدهء ديگرى و بالجمله اگر از دلائل خارجى عليت دانسته شود دلالت دارد و الا فلا .
مُفيدِ صُوَر
- ( اصطلاح فلسفى ) مراد ذات حق تعالى است ( مجموعهء دوم مصنفات ص 97 پاورقى ) .
مُفيض
- ( اصطلاح عرفانى ) يعنى فيضدهنده و افاضهكنندهء فيض و ذات حق تعالى مفيض تمام فيوضات است و موجد تمام وجودات است و هر يك از عقول و انوار مجرده مفيض بمادون خودند .
عرفا گويند : مفيض نامى از نامهاى حضرت رسول است . زيرا واسطهء در فيض حق تعالى است .
( از اصطلاحات صوفيه شاه نعمت الله ص 29 ) .
مُقابَضَه
- ( اصطلاح فقهى ) قبض دادن و قبض گرفتن است رجوع به قبض و اقباض و بيع شود .
مُقابِلات
- رجوع شود به تقابل و متقابلات .
مُقابَلَه
- ( اصطلاح ادبى و نجومى ) در معانى بيان نوعى از طباق است كه از جمله محسنات معنويه است و ايراد دو معنى متوافق يا معانى متوافقه باشد كه در مقابل آنها معانى ديگر ايراد شود مانند
« إِنَّ اللَّهَ لا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا ما بَعُوضَةً فَما فَوْقَها »
كه مقابل قرار داده است بعوضة و ما فوق را و همين طور
« الَّذِينَ آمَنُوا
وَ الَّذِينَ كَفَرُوا »
و همين طور
« يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي »
و
« يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثاقِهِ وَ يَقْطَعُونَ »
و
« فَلْيَضْحَكُوا قَلِيلًا وَ لْيَبْكُوا كَثِيراً »
( از كشاف ص 5 - 12 تلخيص ص 177 ) .
در ابدع آرد مقابله :
آنست كه تمام يا غالب كلمات دو قرينه يا دو بيت ضد يكديگر باشند . مثال از قرآن
« فَأَمَّا مَنْ أَعْطى وَ اتَّقى وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنى فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرى وَ أَمَّا مَنْ بَخِلَ وَ اسْتَغْنى وَ كَذَّبَ بِالْحُسْنى فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرى »
مثال پارسى :
آن شيخ كه بشكست ز خامى خم مى * زو عيش و نشاط ميكشان شد همه طى
گر بهر خدا شكست پس واى به من * ور بهر ريا شكست پس واى بوى
( از ابدع ص 377 ) .
- در نجوم هرگاه بين دو ستاره شش برج فاصله باشد يعنى از يكى ديگرى 180 درجه فاصله داشته باشد مقابله گويند و اگر فاصله به اندازه دو برج باشد تسديس و اگر سه برج فاصله باشد تربيع و اگر چهار برج فاصله باشد تثليث نامند .
رجوع به تصميم و قران و بروج متفقه شود .
مُقاتَلَه
- ( اصطلاح عرفانى ) قتال و