تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 1865

مساهمون:

ص١٨٦٥
كرده باشد و آن را از دست داده و رها كند بدون اينكه افسارش را بدست صاحبش داده باشد يا او را بر آن مسلط گرداند رد حاصل نخواهد شد و لا اقل حصول آن مشكوك است و در صورتى كه تلف شود ضمان مستحب است . ( كليات حقوقى ص 183 ) . و بايد دانست كه همهء اطلاقات شرعيه نخست متوجه مفاهيم عرفى است يعنى آنچه را عرف و عادت فهم كنند مقدم است تا دقت‌هاى علمى و فقاهى .

مِفتاحُ الأحْزان

- ( اصطلاح ذوقى ) عبارت از ايمان به قدر است .

مِفتاحِ اوَّل

- ( اصطلاح عرفانى ) و عبارت از اندراج اشياء است آن طور كه هستند در غيب الغيوب كه حروف اصليه هم گويند يعنى اندراج در احديت ذات چون شجرهء در نوات . رجوع بفرهنگ مصطلحات عرفا شود .

مِفتاحُ سِرِّ القَدَر

- ( اصطلاح عرفانى ) مفتاح سر قدر عبارت از اختلاف استعدادات اعيان ممكنه است در ازل .

مِفتاحُ الغَيْب

- ( اصطلاح عرفانى ) مفتاح غيب عبارت از اسماء ذات است كه مفتاح غيب الهىاند و اول يقين‌اند .

مَفْتوحَةُ عَنْوَة

- ( اصطلاح فقهى ) يعنى زمينهائى كه با زور شمشير از يد كفار خارج شده است از روى قهر و غلبه اين گونه اراضى ، آن تمام مسلمين است و قابل خريد و فروش نيست و وقف و هبئه آنها نيز جايز نيست و منافع آن در راه مصالح مسلمانان مصرف مىشود و اراضى موات مفتوح عنوة آن امام است . در تاريخ جنگهاى اسلامى ظاهرا عراق عجم كه در زمان خليفهء دوم تصرف شد مفتوحة عنوة است از جمله خراسان و بحرين . . . ( از قاطعة اللجاج ص 19 - 27 - سراج الوهاج ص 133 - شرح لمعه ج 1 ص 244 )

مُفتى

- ( اصطلاح فقهى ) يعنى فتوادهنده و صاحب فتوى و او قائم مقام امام است بمذهب شيعه و قائم مقام نبى است بمذهب اهل سنت به حكم « العلماء ورثة الانبياء و ان الانبياء لم يورثوا اولادهما و انما أورثوا العلم » ( از الفقه على . . ج 4 ص 148 ) .

مُفْرَد

- ( اصطلاح حديث ) نزد اهل حديث حديثى است كه راوى آن يك نفر باشد و يا اهل يك بلد نقل كرده باشند مانند مردم مكه ، مدينه ، بصره يا يكى از اهل بلد نقل كرده باشد . ( از درايه ص 39 ) . و نزد ادباء عرب مفرد مقابل تثنيه و جمع است و كلمه‌ايست كه دلالت بر يك فرد كند و گاه مقابل مركب است و گاه مقابل مضاف . ( از كشاف ص 1108 ) مفرد در نجوم مفرد و مفرد الرمح ستارهء بود واقع در عواء .

مُفْرَدَين

- ( اصطلاح عرفانى ) مفردين يعنى كسانى كه همواره ذكر خدا را گويند فقط ، رجوع بفرهنگ مصطلحات عرفا شود .

مُفْرَد و مُرَكَّب

- ( اصطلاح ادبى )
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 1865 | سيد جعفر سجادى