تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 1863

مساهمون:

ص١٨٦٣
بطور كلى هرگاه عين مال مغصوب نزد غاصب موجود باشد بايد آن را بعينه رد كند نهايت آنكه اگر وصف آن تغيير كرده باشد بطورى كه موجب نقص قيمت شده باشد بايد غاصب نقصان را جبران نمايد و الا چيزى بر او نخواهد بود و لو اينكه قيمت آن در بازار خريد و فروش تنزل كرده باشد زيرا قيمت امرى است اعتبارى و موجب ضمان نخواهد بود مگر اينكه قيمت ناشى از استعمال غاصب باشد كه در اين صورت برگشت آن به نقص جزء يا وصف بوده و موجب ضمان است . ( كليات حقوقى ص 185 ) . هرگاه مال مغصوب به همان حالتى كه داشته است باقيمانده بايد غاصب عين آن را به صاحبش برگرداند و اگر آن را بجاى ديگر برده باشد ميبايست آن را به همان محلى كه آن را از دست مالك خارج كرده برگرداند و حق ندارد مالك را مجبور نمايد كه در جاى ديگر آن را تحويل گيرد . و هرگاه تلف شده باشد ضمان مثل يا قيمت آن به عهده غاصب است و لو اينكه ديگرى آن را تلف كرده باشد . و چون مالك حق دارد به متلف نيز رجوع كند اگر به او رجوع كرد نظر به اين كه استقرار ضمان بعهدهء كسى است كه آن را تلف كرده غاصب هم حق دارد و بمتلف رجوع كند . و بالجمله ، غصب داراى دو حكم است : حكم تكليفى كه عبارت از حرمت و استحقاق عقوبت باشد و حكم وضعى كه عبارت از بودن مال است در عهده او به اين معنى اگر موجود است بايد عين آن را به صاحبش رد كند و اگر تلف شده مثل آن را اگر مثلى باشد و قيمت آن را اگر قيمى است . ( كليات حقوقى ص 178 )

مُغْلَق

- ( اصطلاح ادبى ) نزد بلعاء آنست كه بر بستن الفاظ و معانى چنان بكوشد كه از سياق جز بتأمل بر غوامض و مقاصد اطلاع نتوان يافت و آنچه از فنون گويد بر مصطلحات اهل اين فن گويد . ( از كشاف ص 1097 ) .

مُغَيْريَّه

- ( اصطلاح كلامى ) فرقهء از غلات شيعه اصحاب مغيرة بن سعد عجلىاند كه گويند خداى جسم است بر صورتى از مرد از نور و بر سر او تاجى است از نور قلب او منبع حكمت است و موقعى كه بر آن شد كه جهان را آفريند باسم اعظم سخن گفت ( از كشاف ص 1092 از درايه ص 147 ) .

مَغيبات

- ( اصطلاح كلامى و عرفانى ) بنا بر عقيده شيخ اشراق اطلاعات كاملين و انبياء و اولياء بر رازها و امور پنهان از راه‌هائى است از جمله گاهى بوسيله مكتوباتى بر صاحبان كشف و شهود و انبياء اخبارى از امور غيبى وارد مىشود و گاهى بواسطه شنيدن آوازى خوشايند و يا ترسناك و گاهى از راه ديدن صورتهاى كائنات بود و گاهى صورتهاى زيبائى را به بيند كه با آنها مخاطبت كنند و گاهى صورتهائى مانند مجسمه‌هاى صناعى مشاهده كنند و از دهن آنها مطالبى شنوند و گاهى در خطرهء بر
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 1863 | سيد جعفر سجادى