تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 1860

مساهمون:

ص١٨٦٠
بجاى يكديگر گرفته شود و يا امور ذهنى و محمولات عقلى اعتبارى بجاى امور خارجى گرفته شود بمانند آنكه مثلا كسى بشنود كه انسان كلى است و گمان برد كه كليت آن امرى است كه در خارج انسان متصف بدان مىشود و حمل بر آن مىشود و يا غلط و خطا ناشى از اين مىشود كه مثال چيزى بجاى خود آن چيز گرفته شود . و يا جزء علت بجاى علت تامه گرفته شود . و يا آنچه در برهان خلف علت نادرستى و كذب نبود بجاى علت كذب گرفته شود . و از راه اجراء طريقهء اولويت در هنگامى كه اختلاف در نوع باشد چنان كه مثلا كسى بگويد انسان در وجوب تنفس اولى و اقدم از ماهى نبود زيرا هر دو در حيوانيت مشتركند . و همين طور است در مورد اجراء اين روش در جهان حوادث و اتفاقات چنان كه كسى بگويد « زيد در طول قامت اولى از عمر نيست چون هر دو در انسانيت مشتركند و بنا بر اين سزاوار نيست كه طول قامت ويژهء يكى دون ديگرى باشد در حال كه اين گوينده نمىداند كه در جهان وجود اسبابهائى است كه از ما نهان است كه بسبب همانها پارهء از امور ممكنه واجب مىشود و پارهء از امور واجبه ممتنع ميگردد و به زودى بر اين امر برهان آوريم . و حتى در نوع واحدى كه متفاوت باشد به كمال و نقص قاعدهء لا اولويت جريان نيايد زيرا گاه باشد كه بعضى از اشخاص آن از جهت كمالى كه دارد اولى و اقدم باشد بامرى و به زودى چگونگى اين كمال روشن شود در مباحث بعد . از جمله امورى كه موجب غلط و خطاء در قياسات مىشود اين است كه امر ممتنع موجود انگاشته شود تا اينكه مبتنى شود بر آن ثبوت چيزى از جهت امتناعش . و گاهى غلط و خطا ناشى از كم مبالاتى به حيثيات و اعتبارات بود مانند آنكه كسى گويد « كل ابيض داخل فى مفهومه البياض » و « زيد ابيض » و اين قياس را بدان جهت ترتيب دهد كه حكم به دو تعدى كند و افاده كند كه بياض داخل در حقيقت زيد است در حال كه سپيدى از آن جهت كه ابيض است داخل در آنست نه از آن جهت كه انسان يا حيوان و يا جز آنها است . و بدين جهت ممكن نيست كه « بياض » تعدى كند به هر آنچه در تحت عنوان « ابيض » است . از جمله امورى كه موجب خطا و غلط مىشود تغيير دادن اصطلاح بود در مورد ايراد نقض ، يعنى تغيير دادن اصطلاح را از محلى كه اطلاق شده است نسبت به آن موردى كه نقض واقع مىشود به منظور دفع آن نقض . و از همين باب است كه گفته شود « مماثل مماثل است » زيرا اين قضيه به صورت اطلاق درست نخواهد بود مگر آنكه مماثلت از تمام وجوه باشد و هرگاه مماثلت از يك وجه باشد لازم آيد كه آن مماثل هم از همان وجه مماثل باشد و هر گاه جهت مماثلت يكى نباشد اصولا مماثلتى تحقيق نيابد زيرا رواست كه