حاصل شود و همچنين تقدم و يا تأخر جهات بر سلوب .
چنان كه بعضى گمان برند كه « ليس بالضرورة » و « بالضرورة ليس » برابرند در حالى كه اين گمان بطور قطع خطا است زيرا قضيهء نخست بر ممكن درست آيد و قضيهء دوم بر ممكن درست نيايد و گفتار ما كه گوئيم « لا يلزم ان يكون » برابر با گفتار ما كه گوئيم « لا يلزم ان لا يكون » نيست .
و البته آنچه ممكن نيست گاه ضرورى الوجود است و گاه ضرورى العدم بر خلاف آنچه « ممكن ان لا يكون » زيرا چنين قضيهء عينا ممكن الوجود است مگر اينكه از امكان در اين گونه قضايا « ممكن ان لا يكون » از امكان آن خواسته شود كه تنها ممتنع نباشد كه امكان عام بود كه در اين صورت موجبهء آن تبديل به سالبه و سالبهء آن تبديل به موجبه نمىشود .
و هرگاه حرفهاى سلب را بدانسان كه گفتيم جزو محمولات يا موضوعات كنى و فزون بر يك حرف سلب به كار نبرى و تا آنجا كه توانى سوالب را بموجبات بازگردانى تا آنكه قضاياى سالبه و مركبات لفظى فزون نگردد آنگاه از اين غلط و خطا در امان خواهى بود و از اين گونه سلبهائى كه غلط اندازنده است رها شوى .
و گاهى غلط و خطا در قياسات ناشى از سور قضايا است چنان كه مثلا « بعض » كه سور قضيه است بجاى بعضى كه جزء حقيقى است گرفته شود .
و يا اينكه « كل » بمعنى كل واحد واحد و كل بمعنى « جميع » بجاى يكديگر گرفته شود .
گاهى خطا و غلط ناشى از ايهام عكس است بمانند اينكه كسى حكم كند كه هر رنگى سياه است و اين حكم را بر اساس صحت اصل قضيه كند كه آن « هر سياهى رنگ است » باشد .
و گاهى خطا و غلط ناشى از تركيب مفصل باشد مانند آنكه بگوئى « زيد پزشك و خوب است » و اين قضيه بمعنى « پزشك خوبى است » گرفته شود و يا بر عكس ناشى از تفصيل مركب باشد مانند اينكه بگوئى « عدد پنج زوج است و فرد است » و بجاى اين قضيه بگوئى « عدد پنج هم زوج است هم فرد است » و گاهى غلط و خطا از اين راه ناشى شود كه گمان برده شود كه يكى از دو امر متلازم بعينه آن ديگر است و يا اينكه يكى از آن دو علت آن دگر است و دانسته نشود كه بين پارهء از متلازمين بجز مصاحبت و همراهى چيزى ديگر نيست چنان كه استعداد ضحك و نويسندگى در انسان .
اين نوع خطا و مغالطه بيشتر اوقات براى كسى پديد مىآيد كه در دانشها راسخ نشده باشد پس بواسطهء نادانى خود آن امر كه مصاحب و همراه چيزى بود بجاى آن چيزى گيرد كه بسبب آن پديد آمده است . و بدان استوار است . و گاهى بسيارى از دورهاى فاسده مبتنى بر همين خطا و اشتباه است . چنان كه مثلا گفته شود « هرگاه ابوت بدون بنوت و بنوت بدون ابوت » ممكن نباشد لازم آيد كه هر
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 1858
مساهمون: سيد جعفر سجادى
ص١٨٥٨