تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 1807

مساهمون:

ص١٨٠٧

مُضْطَرِب

- ( اصطلاح حديث ) از اضطراب است و نزد اهل حديث و درايه حديثى است كه در متن يا سند آن اختلاف باشد به اين طريق كه هر بار جورى نقل شده باشد چه آنكه اختلاف از لحاظ روات متعدد باشد يا از راوى واحد ، يا از مؤلفين يا از كتاب باشد به نحوى كه واقع مشتبه شده باشد و اين اختلاف گاه موجب اختلاف در حكم متن است و گاه در اعتبار سند ( از درايه ص 67 - كشاف ص 874 ) .

مُضْطَرِبَه

- ( اصطلاح فقهى ) و كسى را گويند كه عادت زنانه خود را فراموش كرده باشد و يا كسى كه عادت معين نداشته باشد و يا در هر ماه مكرر عادت شود و وقت معين نداشته باشد و يا در هر ماه عدد ايام يا مدت قاعدگى آن متفاوت باشد رجوع به حيض شود . و رجوع به ( شرح لمعه ج 1 ص 26 ) شود . بر حائض نماز اعم از واجب و مندوب حرامست و روزه هم نبايد بگيرد و طواف و مس قرآن و لبث در مساجد بر او حرامست و طلاق حائض روا نباشد و در آن حال نتوان با وى مجامعت كرد .

مُضْمَر

- يعنى پنهان و مخفى و در زبان و قواعد عرب مقابل مظهر است رجوع به ضمير شود . در اصطلاح اهل درايه و حديث به بروايتى گويند كه ذكر معصوم در آن مطوى باشد بواسطهء ضمير غايب ، و عدم ذكر معصوم يا از جهت تقيه است و يا از جهت آنكه نام او قبلا ذكر شده است و اكنون بواسطه ضمير به دو اشاره شود چنان كه گويد « سمعته يا سألته » ( از درايه ص 6 ) .

مَضْمون بِه

- ( اصطلاح فقهى ) يعنى وجه الضمان و مضمون له يعنى كسى كه بنفع او ضمانت شده است رجوع به ضمان شود .

مُضيئى

- ( اصطلاح نجومى ) و عبارت از نورانىترين كواكب بود در بين هر دستهء از كواكب مثلا عقد ثريا نورانىترين ستارگان دستهء صورت ثريا است كه آن را مضيئى گويند پس مضيئى از هر يك از صور كواكب روشن‌ترين ستارگان آن بود .

مُطابَقَه

- ( اصطلاح ادبى ) و آنست كه دو چيز بهم آرند و چون شاعر لفظى را به اول بيت ياد كند و باز همان لفظ را به آخر قافيه گرداند ، لكن دبيران اين را ردّ الصّدر إلى الفخذ خوانند ( رجوع به ترجمان ص 27 شود ) در المعجم است كه مطابقه در اصل مقابلهء چيزى است به مثل آن و در صنعت سخن مقابله اشياء متضاد را گويند از آن روى كه ضدان مثلانند در ضديت مانند
اى « آنكه » سرد و گرم دهر كشيدهء * شيرين و تلخ چرخ چشيدهء
( المعجم ص 256 )

مَطالِب

- ( اصطلاح فلسفى ) اساس پرسش‌ها كه در مقام تعريف و بررسى حال و حقايق اشياء به كار برده ميشوند و هر يك را پاسخى بايد مشهور و اغلب اهل معقول شش قسم ميدانند بدين طريق كه گويند : مطالب دو صنف