تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 1803

مساهمون:

ص١٨٠٣
با اهل مصطبه چه بانكار مانده‌ام * در صومعه چو مرد مناجات نيستم در ميكده ز بهر چه هشيار آمدم * در كعبه چونكه نيست مرا جاى لاجرم قلاش وار بر در خمار آمدم

مُصَغَّر

- ( اصطلاح ادبى ) لفظى است كه بواسطهء تغيرى دلالت كند بر قليل كه محقر هم نامند و مقابل آن مكبر است مانند « رجيل » رجوع به تصغير و ( كشاف ص 960 ) شود .

مَصْنُوع

- ساخته شده كه مسبوق بعدم باشد و در اصطلاح بلغا آنست كه نظم از صنعتى آراسته گردد كه طبع بدان تركيب مايل باشد بسبب مراعات قواعد يعنى بسبب مراعات قواعد بدان صنعت ميل كند چه بعضى از صنايع مطبوعند چون ترصيع تجنيس و ايهام و برخى نامطبوع چون تجنيس مطرف و مقلوب ( از كشاف ص 917 )

مُصَوِّرات عقلى

- ( اصطلاح فلسفى ) مراد از مصورات عقليه مبادى عاليه و عقول‌اند . صدرا گويد : نفس انسان از آن رو كه محل ارتسام صورت عقلى و علوم نفسانى است بيك اعتبار لوح كتابى است و باعتبار ديگر جوهر متكلم ناطق است زيرا او را دو وجه است يكى وجه و طرف او به مصور عقلى و قلم علوى است كه بواسطهء قلم علوى مصور بصور علوم شود و وجه و طرف ديگر آن بقابلى است كه اين صور را از آن قبول مىكند . ( اسفار ج 3 ص 99 ) .

مصوِّرانِ قُدْرت

- ( اصطلاح ذوقى ) مراد فرشتگان رحمت حق‌اند كه به قلم تدبير بامر رب جليل تصوير موجودات كنند و گاه عقول و نفوس كليه را خواهند و گاه مصور اشباح گويند و مطلق فرشتگان الهى را نيز مصور گويند . ( از تفسير حدائق ص 69 ، 30 )

مُصَوِّرَه

- ( اصطلاح فلسفى ) قوة مصورة قوه‌ايست كه افاضهء صورت كند و مصور مطلق ذات حق است . ( شفا ج 1 ص 291 و 334 ) .

مُصيبْ

- ( اصطلاح اصولى ) به ضم ميم و بحث است كه آيا مجتهد در آراء خود مصيب است يا نه و اگر اشتباه و خطا كرد يعنى حكمى را مطابق وسع خود تحقيق و تتبع كرد و دريافت و عمل بدان كرد و بعد معلوم شد كه اشتباه كرده است يا اصولا متوجه نشد و در واقع و نفس الامر طورى ديگر بود چه حالت خواهد داشت ، محققان اصوليان گويند حكم براى او همان بوده است كه دريافته است و براى مصيب دو اجر است و براى مخطى يك اجر ( از رسائل ص 6 - قوانين ص 212 تلويح ص 643 )

مُضارَبَه

- ( اصطلاح فقهى ) و آن باشد كه شخصى مالى را به ديگرى بدهد كه با آن تجارت كند بر اين مبنى كه سود حاصل ميان آن دو شركت باشد و خسارت بعهدهء صاحب مال باشد و آن مشتق از ضرب بمعنى مضروب است زيرا تجارت اغلب نياز به مسافرت دارد
« إِذا ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ »
مضاربة را قراض نيز گويند . و بالجمله نزد فقها عقدى است
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 1803 | سيد جعفر سجادى