نفوس و بدين ترتيب اين گونه تعقلات فزون مىگردد به واسطهء فزون شدن اتصال آيندگان به گذشتگان . پس لذت و خوشى هر يك ، در آيندهء زمان به طور بىنهايت فزون مىشود . اين است وضع و حال هر طايفهاى در هر يك از مراتب كه قرار دارند ، و سعادت نهايى حقيقى كه هدف غائى عقل فعال است همين است .
و هرگاه افعال مردم مدينهاى ناپسند بوده انسان را به سوى سعادت حقيقى سوق ندهد هيأت پست نفسانى براى مرتكب آنها حاصل مىشود ، چنان كه هرگاه نويسندهاى به امور ناپسند و نامناسب نويسندگى ممارست كند ، بد نويسندگى را ايجاب مىكند و همين طور در هر كارى و صنعتى اگر امورى كه مورد ممارست صاحب آن واقع مىشود از امور پست و نامناسب آن صنعت باشد ملكه و هيأت پست نفسانى در صاحب آن به وجود مىآورد كه موجب نامرغوب شدن آن هنر و حرفه مىگردد ، تا آنجا كه موجب امراض نفسانى در صاحب آن مىشود .
بنا بر اين لذت بردن اين گونه مردمان مناسب با همان هيأت مكتسبهء نفسانى آنهاست كه به واسطهء ارتكاب كارهاى نامناسب و ناپسند به دست آوردهاند .
همانطور كه مبتلايان به امراض جسمانى مانند افرادى كه گرفتار تب مىشوند حس آنان فاسد شده به وسيلهء چيزهاى تلخ لذت مىبرند و آنها را شيرين مىشمارند ، و بر عكس از چيزهاى شيرين رنج مىبرند و شيرين در ذائقهء آنان تلخ نموده مىشود . همين طور است وضع آنان كه ابتلا به امراض روحانى پيدا كردهاند كه در اثر فساد قوهء متخيله از حالات و هيأت مكتسبهء پست لذت مىبرند ، و در بين مريضان كسانى ديده مىشوند كه حتى مرض خود را هم احساس نمىكنند و حتى پارهاى گمان مىبرند كه تن درستاند .
كسانى كه به امراض نفسانى مبتلا هستند گاه هست كه نه تنها از بيمار بودن خود ناآگاهند بلكه گمان مىبرند كه از همه سالمترند و به گفتار رهنمايان وقعى نمىگذارند و به معلمان و مرشدان اعتنائى ندارند و لاجرم همچنان در مراتب پست هيولانى خود مانده به مراتب بالاتر و كمالات ممكن خود نمىگروند ، و در مرتبت ماديت بمانند تا آن گاه كه كالبد آنان فاسد و تباه مىگردد و نفوس ابتدائى آنان نيز به دنبال آن تباه مىشود .
مراتب رياستها و طبقات مردم
مراتب مردم مدينهها در رياست و هم در خدمت بر حسب فطرت و استعداد آنان متفاوت و متفاضل است ، و همين طور بر حسب عادات و تربيت و آداب و آموختگى .
رئيس نخست آن كسى است كه همهء اين گروههاى متفاوت و متفاضل را با ترتيب خاص نظام دهد و هر فردى را از هر گروهى در مرتبى كه لايق آنست تربيت كرده به نظام آورد ، حال در مرتبت خدمت لايق بدان يا در مرتبت رياست لايق به آن .
بنا بر اين در سلسلهء مراتب ، مراتبى وجود دارد كه نزديك به مرتبت رئيس اول است و هم مراتبى وجود دارد كه كمى