تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 738

مساهمون:

ص٧٣٨
نهايت درجات يكى كمتر بود و قسم دوم آنكه كوكبى در برج بود و قبل از او شعاع كوكبى باشد مانند تسديس و تربيع و بعد از او شعاع كوكبى ديگر بود و البته اين حصار اگر بين دو نحس بود در نهايت بدى است . ( از التفهيم ص 487 )

حَصر

- ( اصطلاح ادبى ) بفتح احاطه ، تحديد ، تعديد است و در اصطلاح ادباء عربيت اثبات حكم مذكور و نفى از ما عداست و حروف آن « الّا و انّما » است مانند « انّما زيد شاعر ، و ما زيد الّا شاعرا » و « اين عدد يا زوج است و يا فرد » كه حصر عقلى است رجوع به قصر شود و نيز رجوع به ( كشاف 1 ص 223 ) شود .

حِصَّه

- ( اصطلاح فلسفى ) حصه عبارت از طبيعت مقيد به قيد شخص يا نوع است بنا بر اين مبنى كه قيد خارج و اضافه داخل باشد و بالاخره حصص وجود ، نفس مفهوم مضاف بماهيت است به نحوى كه اضافه داخل و مضاف اليه خارج باشد و مفهوم وجود انتزاعى مقول بتشكيك بوده و او را حصص مختلفه‌ايست بكمال و نقص و اكمل آن حصص حصه‌ايست كه عين وجود حقيقى است . ( اسفار ج 1 ص 59 - رسائل ص 134 )

حُصُول

- ( اصطلاح فلسفى ) حصول يعنى وجود بعد از عدم فارابى گويد حصول صورت در چيزى بر سه نوع است يكى حصول صورت در حس و ديگر حصول در عقل و سه ديگر حصول صورت در جسم كه قسم اول بواسطهء تصور است و قسم دوم بواسطهء حصول صورت منفردا و غير ملابس با ماده در عقل است و قسم سوم بانفعال است . ( از رسائل متفرقهء فارابى ص 16 ) در محل خود بيان شود كه حصول شىء در ذهن بر دو نحو است يكى بنحو وجود و عروض عرض بر معروض خود مانند حصول سياهى براى جسم و قيام براى زيد قائم و ديگرى بنحو اتصاف و حمل كه مقتضى وجود موصوف و مثبت له است نه مثبت زيرا ممكن است كه مثبت له متصف بامرى انتزاعى باشد مانند اتصاف زيد بعمى كه وجود عمى اتصافى است نه عرضى . ( از دستور ج 2 ص 38 )

حِضانَت

- ( اصطلاح فقهى ) بفتح حاء و كسر آن قيام بتربيت كودك و رعايت مصالح آن مىباشد در مدت شيرخوارگى كه دو سال است و آن حق مادر است بطور تبرعى يا در مقابل اخذ اجرت و در حقيقت حق تقدم دارد و بعد خويشاوندان و . . . ( از الفقه ج 1 ص 594 - ضوابط الرضاع ص 104 كشاف ج 1 ص 432 ) در كليات حقوقى آمده است . لوازم تربيت طفل تا سن بلوغ بعهدهء پدر است . در مدت رضاع مادر اولى و احق از هر كسى است بحضانت و نگاه‌دارى طفل و مستحق اجرت نيز خواهد بود . و اگر مطالبهء زائد بر حد معمول و متعارف نمايد پدر ميتواند طفل را از او گرفته و رضاعش را به ديگرى محول سازد . مستحب است كه مادر خود در مدت رضاع كه دو سال است طفل را شير دهد زياده يا نقصان دو ماه و سه ماه نيز جائز است . و بهر حال حق ندارد از دادن اولين