اگر مكسور باشد قلب بيا شود و همين طور در مصادر مانند « صام و صيام » رجوع شود به ( سيوطى طى ص 425 ) . رجوع به ابدال و اعلال شود .
حُروفِ استِفهام
- ( اصطلاح ادبى ) حروف استفهام كه براى پرستش و سؤالاند در عربى همزه « ا » و « هل » ميباشند رجوع شود بهر يك از اين كلمات و رجوع شود به ( الهدايه ص 211 ) .
حُروفِ إضافَه
- ( اصطلاح ادبى ) حروف اضافه حرفهائى هستند كه به كلمات اضافه شده نسبت بين دو كلمه را نشان دهند مانند « من بدبستان ميروم » حروف اضافه مشهور عبارتند از « ب » بر ، تا ، در ، اندر ، نزد ، نزديك ، پيش ، براى ، بهر ، روى ، سوى ، ميان و پى » رجوع شود به ( دستورنامه ص 130 ) .
حُروفِ إعلال
- ( اصطلاح ادبى ) رجوع شود باعلال و ابدال و رجوع شود به دستور ج 1 ص 138 ) .
حُروفِ إيجاب
- ( اصطلاح ادبى ) و در زبان عرب حروف ايجاب و جواب شش حرفند « نعم ، بلى ، اى ، اجل ، جبير و و ان » رجوع شود به هر يك از اين كلمات و نيز رجوع شود به ( الهداية ص 209 ) .
حُروفِ تَحضيض
- اين اصلاح ادبى است و در زبان عرب چهار حرفند كه براى تحضيض و انكار و سرزنش آيند و در حقيقت موجب تحريض بر انجام فعل شوند و آن حروف « هلّا ، الا ، لو لا و لوما » ميباشند و محل آنها صدر كلام است مانند « هلّا تأكل » چرا نمىخورى ؟ و « هلّا ضربت » ( رجوع شود به الهدايه ص 210 ) .
حَرفِ تَفسير
- ( اين اصطلاح ادبى است ) و در زبان عرب حروفى كه تفسير كلمه يا جملهها كنند حروف تفسير گويند و آنها عبارتند از « اى و ان » بفتح همزه در هر دو مانند
« وَ سْئَلِ الْقَرْيَةَ
. اى اهل القرية » .
و
« نادَيْناهُ أَنْ يا إِبْراهِيمُ
رجوع شود به الهدايه ص 210 » .
حُروفِ تَنبيه
- ( اصطلاح دستورى ) و در زبان عرب سه حرفند كه براى تنبيه به كار ميروند و آن سه حرف « الا . اما ، ها » اند كه براى آگاهاندن مخاطب نهاده شدهاند تا چيزى از مطالب كه گوينده القاء مىكند فوت نشود مانند « الا و اما » بفتح همزه و داخل بر جمله اسميه شوند يا فعليه مانند
« أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ »
و
« أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ »
و « اما و الذى ابكى و اضحك و الذى امره امر » .
و هاء داخل بر جمله شود مانند « ها زيد قائم » و داخل بر مفرد شود مانند « هذا و هؤلاء » ( از الهدايه ص 209 ) .
حُروفِ تَنديم
- حروف تحضيض را حروف تنديم هم گويند و اين حروف « هلّا ، الا ، لولا و لوما » اند كه گاه براى تمنى هم آيند رجوع به حروف تحضيض و مطول ص 191 شود .
حُروفِ تَنفيس
- سين و سوف را گويند كه در زبان عرب در ابتداء فعل مضارع متصل شوند براى تمحض مضارع به آينده ، يعنى براى آينده نزديك و سوف دور تر است مانند « سيضرب و سوف يضرب » رجوع شود به ( شرح تصريف ص 81 ) . و رجوع شود به سين و سوف .
حُروفِ تَوسيع
- ( اصطلاح ادبى )