به صورت و ( تهافت التهافت ص 540 ) .
عقل اول و نفس كليه را نيز صورت نامند .
( از مصباح الانس ص 34 )
صُورَتِ اولى
- مراد از صورت اولى صورت الصور است .
( تفسير ص 1686 )
صُورَتِ بَدَن
- مراد نفس است كه كمال بدن به آنست رجوع به صورت شود .
صُورَتِ بَرزَخى
- مراد صورت جسمانيه است .
( مجموعه دوم مصنفات ص 204 )
صُورَتِ بالذّات
- صورت بالذات در مقابل صورت بالعرض است مانند شكل براى كرسى كه صورت بالذات است .
( اسفار 1 ص 157 )
صورتِ بالعَرَض
- صورت بالعرض مانند سواد و بياض براى جسم .
( از اسفار ج 1 ص 157 )
صُورَتِ اوَّل و مادَّهء اوَّل
- ( اصطلاح فلسفى ) . فلاسفه گويند از ناحيه طبيعت مشتركهء افلاك مادهء اولى كه مشترك بين همه اجسام ارضى است پديد مىآيد و از ناحيه اختلاف جوهرى كه افلاك با يكديگر دارند اسجام كثيرهء كه مختلف الجوهرند پديد مىآيد و از ناحيه تضاد نسبتها و اضافات آنها صور متضادهء كائنات پديد مىآيد و از ناحيه تبدل نسبتهاى متضاده و تعاقب حركات و اوضاع فلكيه تبدل صورتها حاصل مىشود يعنى صور متضاده مادهء اولى و همين طور همهء حركات و اوضاع متناسبه و متضادهء فلكى منشأ نظيرى بود در كائنات فاسدات .
( رجوع شود به آراء اهل مدينه ص 59 )
صُوَرِ بَسيطَهء مَعقُول
- ( اصطلاح فلسفى ) منظور هويت ، كميت و كيفيت بود كيفيت صورتى بود براى كميت و كميت هيولاى آن بود چنان كه پيراهن صورت ثوب بود و ثوب صورت نخ بود و نخ هيولاى آن بود و نخ صورت پنبه بود و پنبه هيولاى آن بود ، پنبه صورت نبات بود و نبات هيولاى آن بود نبات صورت اركان بود و اركان هيولاى آن بود ، اركان صورت جسم بود و جسم هيولاى آن بود جسم صورت جوهر بود و جوهر هيولاى آن بود و بالاخره تا منتهى شده به هيولاى اولى .
( رجوع باخوان رساله در صورت و هيولى ص 5 شود )
صُورَتِ بِالفِعل
- ( اصطلاح فلسفى ) صورت موجوده در هر شىء صورت بالفعل است در مقابل صورت بالقوه كه صورتى است كه ممكن است جسم بدان متلبس شود .
( از اسفار ج 1 ص 158 )
صُورَتِ بِالقُوَّه
- ( اصطلاح فلسفى ) صورت بالقوه صورتى است كه جسم ممكن است بدان متلبس شود مثلا صورت انسانى براى نطفه بالقوة است .
( از اسفار ج 1 ص 158 )
صُوَر تَجَليَّات
- ( اصطلاح فلسفى ) تمام موجودات صور تجليات اسماء الهيهاند و مظاهر شئون اصليه و نسب علميه اويند .
صُورَتِ تَمام
- ( اصطلاح فلسفى ) مراد از صورت تمام و تمامى ، صورت نوعيه است .
( از مصنفات ج 1 ص 14 )
صُورَتِ تَوليدى
- مراد صورتهاى