( از المعجم ص 167 ) .
حَرفِ مُشابَهَت
- ( اصطلاح ادبى ) و آن سين و الف و نونى است كه در اواخر اسماء فايده مشابهت دهد مانند « مردم سان ، ديگر سان » . ( از المعجم ص 177 ) و واو و شينى است كه در اواخر اسامى فائدهء مشابهت دهد مانند « ماهوش حوروش »
حَرفِ مَصدَر
- ( اصطلاح ادبى ) و آن نونى است مفرد در آخر افعال ماضى مانند « آمدن رفتن » ( از المعجم ص 177 ) .
حَرفِ مَصدَر و ضَمير
- ( اصطلاح ادبى ) و آن شينى است در اواخر اسماء كه معنى مصدر دهد مانند « روش ، دهش ، پرورش » ، و در اواخر افعال ضمير غايب باشد مانند « دادش گفتش ، بردش » . ( از المعجم ص 170 ) .
و اصطلاح ديگر آن نون و دالى است كه در آخر صفات فائده ربط صفت به جماعت دهد مانند « عالمند ، توانگرند » ( از المعجم ص 164 ) .
حَرفِ رَدع
- ( اصطلاح ادبى ) و در زبان عرب كلامى باشد كه براى زجر متكلم وضع شده است مانند
« رَبِّي أَهانَنِ كَلَّا »
اى لا تكلم بهذا فانه ليس كذلك .
( از الهدايه ص 212 ) .
حَرفِ رَدف
- ( اصطلاح ادبى ) و آن الف و واو و ياء است كه ما قبل روى باشد آن را ردف خوانند و آن قافيت را مردف نامند به شرط آنكه ما قبل واو مضموم باشد و ما قبل يا مكسور چنان كه ما قبل الف همواره مفتوح باشد .
( از المعجم ص 190 - 198 ) .
حَرفِ شَكل
- و تشبيه ( اصطلاح ادبى ) و سين و الف و راء است كه در اواخر اسماء معنى تشكل و تشبيه دهد به چيزى مانند « شرمسار نگونسار » .
( از المعجم ص 168 ) .
حُروفِ شِكل وَ هَيأت
- ( اصطلاح ادبى ) و آن دال و ياء و سين است كه در اواخر بعضى اسماء معنى شكل دهد « مردم ديس ، خانه ديس » ( از المعجم ص 170 ) .
حُروفِ صَحابَت
- ( اصطلاح ادبى ) و آن واو و راء است كه در اواخر بعضى از اسماء معنى خداوندى چيزى دهد مانند . « پيشه ور هنرور ، تاجور » ( المعجم ص 168 )
حَرفِ صِفَت
- ( اصطلاح ادبى ) و آن نون و الف و كافى است كه در اواخر اسماء معنى نعت دهد چنان كه « غمناك سهمناك . » ( از المعجم ص 173 ) . و نيز دال و الف و راء است كه در اواخر بعضى اسماء معنى صفت دهد مانند « آبدار ، تابدار ، پايدار » حرف ضمير - ( اصطلاح ادبى ) و آن ياء و دالى است كه در آخر كلمات فائده ضمير جماعت حاضر دهد مانند « ميآييد ميروييد » ( از المعجم ص 165 )
حَرفِ مُضارع
- ( اصطلاح ادبى ) و آن دالى است مفرد كه در اواخر كلمات فعل را صيغت مضارع گرداند مانند « آيد . رود .
ميگويد مىرود » ( از المعجم ص 165 )
حَرفِ مَوضع
- ( اصطلاح ادبى ) و آن سين و تاء و الف و نونى است كه در اواخر اسماء معنى تخصيص موضع دهد مانند « تركستان . كوهستان . بيمارستان » ( از المعجم ص 177 )
حَرفِ مَيل و شَهوت
- ( اصطلاح ادبى ) و آن باء و الف و راء است موصول براى بيان حركت كه در آخر اسامى معنى ميل و شهوت