متمة له و اما السكون فهو عدم تلك القوة » .
( از اخوان ج 2 ص 336 ) و در جاى ديگر گويند : « ان الحركة هى النقلة من مكان الى مكان فى زمان ثان و ضدها السكون و الوقوف و الثبات فى مكان واحد بين زمانين » .
( از رسائل ج 3 ص 145 ، 307 ) در تفسير ما بعد الطبيعة است « الحركة هى كمال ما بالقوة فاذا لم يكن هناك قوة لم تكن هناك حركة » .
( تفسير 599 ، 800 ، 908 ، 890 ، 1415 ) .
شيخ الرئيس گويد : « الحركة تقال على تبدل حال قارة فى الجسم يسيرا يسيرا على سبيل اتجاه نحو شىء و الوصول بها اليه هو بالقوة لا بالفعل » ( نجات ص 169 ) اخوان الصفا در مقام بيان اقوال در حركت گويند : بعضى حركت را امر موجود ميدانند بعضى معدوم ميدانند بعضى گويند حركت صادر از موجود حى قادر است فقط بعضى گويند حركت صورت روحانى است كه نفس در اجسام قرار دهد و بواسطهء آن اجسام متحركند و بنا بر اين محرك اجسام نفوسند و تحريك فعل نفس است و صورتى است كه نفس در اجسام گذارد .
( از اخوان ج 3 ص 305 ) .
و حركت به معناى نقله عبارت از خروج از مكان به مكان ديگر است . و گويند حركت اگر صورت باشد صورتى است روحانى كه سارى در تمام اجزاء جسم است مانند سريان ضوء در اجزاء جسم شفاف و بالاخره حركت بر دو نوع است 1 - جسمانى 2 - روحانى حركت جسمانى شش نوع است كون و فساد ، زياده و نقصان ، تغيير و نقله و حركت نقله هم بر سه نوع است مستقيم و مستدير و مركب از آن دو . و از جهت كيفيات بر هشت نوعند كه هر دو نوع آنها مقابل يكديگرند از باب تقابل تضايف از جمله كبير ، صغير ، سريع ، بطىء ، رقيق ، غليظ و غيره . صغير و كبير از اصوات است مانند اصوات طبلها و اصوات سريع و بطىء بعضى نسبت به بعضى ديگر و اصوات غليظ و رقيق . و حركت بطىء آنست كه متحركت بدان مسافت كمترى را در زمان زيادتر از متحرك به حركت سريع قطع كند .
( از اخوان ج 3 ص 145 ، 305 ، 306 - ج 2 ص 12 ، 10 ) صدرا گويد : حركت نفس خروج شىء است از قوت بفعل نه آنچه بوسيلهء او خارج مىشود شىء از قوت بفعل .
( از رسائل ص 29 ) حركت متعلق به شش امر است كه عبارت از فاعل حركت ، قابل حركت ، ما فيه الحركة ، ما منه الحركة و ما اليه الحركة و زمان حركت باشد .
و بر دو نوع است يكى حركت بمعنى قطع كه عبارت از امر ممتد متصل واحد است از مبدأ تا منتها « ما منه و ما اليه الحركة » و اين امر واحد مرتسم در خيال است و راسم آن حركت به معناى توسطيه است و ديگر امر سيال متدرج الوجود در خارج است و حركت بمعنى توسطيه است كه راسم حركت بمعنى قطع است .
( از رسائل ص 17 - اسفار ج 1 ص 214 ، 27 ، 249 - شفا ج 1 ص 157 - جامع الحكمتين ص 91 ) و هر متحركى محتاج به حركتى است غير خود كه افادهء حركت كند .
( اسفار ج 4 ص 63 - ج 1 ص 22 - ش
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 712
مساهمون: سيد جعفر سجادى
ص٧١٢