زيرا ممكنات را دو جهت است يكى جهت ذات خود كه عدم محض است و وجه امكانى است و جهت ديگر توجه به مبدأ المبادى است ، از نظر آنكه تجليات و مظاهر حقاند و اشعهء انوار ويند كه صرف نور و روشنائى ميباشند و وجه وجودند .
( از گلشن راز )
سياهى
- ( اصطلاح عرفانى ) ذات حق را به سياهى تشبيه كردهاند : بواسطهء آنكه همچنانكه در سياهى امتيازى نيست يعنى ديدهء بيننده امتيازى نمىتواند كرد و در سياهى اشارت به هيچ چيز نمىتوان كرد بر سبيل تعيين ، همچنين در ذات حق هيچ ديدهء به هيچ گونه نمىتواند كه بر سبيل امتياز بيند مگر بر سبيل محويت همچنانكه در سواد .
سياهى گر بدانى بود ذاتست * بتاريكى درون آب حياتست
سياهى جز قابض نور بصر نيست * نظر بگذار ، كين جاى نظر نيست
( از گلشن راز ) عطار گويد :
سياهيى كه در هر دو جهان بود * فرود آمد بجان او و بنشست
نقاب جان او شد آن سياهى * سياهى آمد و در فقر پيوست .
سيبِ زَنَخ
- ( اصطلاح عرفانى ) سيب ز نخ مشاهده را گويند كه از مطالع جمال خيزد .
سَيِّدُ الحَيوانات
- ( اصطلاح فلسفى ) مراد انسان است « ان اللّه تعالى لما خلق آدم . . جعله ناطقا متكلما فصيحا مميزا بالقوة الناطقه و الروح الشريفة و القوة العاقلة القدسية و جعل صورته احس الصور و شكله افضل الاشكال و طبيعته اصفى الطبايع الارضية . . . و جمله سيد الحيوانات كلها و مليكا عليها و اميرا و رئيسا فيها و ملكه اياها و الزمها طاعته » .
( از اخوان ج 3 ص 149 )
سَير
- ( اصطلاح ذوقى ) سير نزد صوفيان بر دو معنى اطلاق مىشود يكى سير الى الله كه نهايت دارد و آن اينست كه سالك چندان سير كند كه خداى را بشناسد و چون خدا را شناخت سير تمام شد و ابتداى سير فى اللّه حاصل شده و سير فى الله را انتهاء و غايت نيست .
( از كشاف ص 461 ) و اول درجه از درجات سير خروج از تنگناى جهان است و اول مقامى كه در طريق سير از آن عبور مىكند مقام توبت است كه آن را « باب الابواب » گويند .
و در سير اول حجابها بر طرف شود و در سير دوم حجابها بسوزد .
( مصباح الهدايه ص 24 )
سَيرِ زَورَق
- ( اصطلاح ذوقى ) سير زورق عبارت از عبور نشئات انسانى است از منازل بامواج كثرت و رسيدن بمقام وحدت و مراد از زورق كشتى ، تعين انسانى است و تعين انسانى را بزورق از آن جهت تشبيه كردهاند كه سير در درياى توحيد عيانى غير از مرتبت و نشئات انسانى هيچ مرتبت ديگر را ميسر نيست .
( از شرح گلشن راز ص - 3 )
سِير سُور
- ( اصطلاحات گاهشمارى ) روز چهاردهم ديماه بوده و يكى از اعياد فارسيان است كه در اين روز سير و خمير خورند و گياهان با گوشت پزند تا ارزش