على جهة الاستخفاء و التفزع » ، و با قطع غرامت لازم باشد .
و اگر اقرار آرد ، و آنگه انكار كند ، يا پيش از آنكه دزدى به روى ثابت شود توبه كند ، و صلاح وى پيدا آيد ، نبرند .
روايت كردهاند كه اگر كودكى دزدى كند ، تهديدش كنند ، و اگر دوم بار كند ، انگشتانش در زمين مالند ، چنان كه خون آلوده گردد ، سوم بار سر انگشتان چهارگانه وى از بند اول ببرند ، چهارم بار از بندگشاى دومين ، پنجم بار از اصل ببرند .
( معتقد الاماميه ص 502 ، 506 ) .
حَدس
- ( اصطلاح فلسفى ) حدس عبارت عبارت از سرعت انتقال ذهن است از مبادى بمطلوب و مقابل فكر است و فرق ما بين فكر و حدس آنكه در فكر دو حركت لازم است يكى حركت ذهن براى تحصيل مبادى و ديگر حركت ذهن براى ترتيب آن مبادى به مطلوب آنى الوجود است و مستلزم حركت تدريجى الوجود نيست و علاوه ممكن است مبادى و مطلوب يك جا براى ذهن حاصل گردد .
« هو التمثل المبادى المترتبة فى النفس دفعة من غير قصد و اختيار سواء كان بعد - الطلب اولا فيحصل المطلوب و هو مأخوذ من الحدس بمعنى السرعة السير و لذا عرف المشهور بسرعة الانتقال من المبادى الى المطلوب » .
( از دستور ج 2 ص 16 - كشاف ص - 1300 - اسفار ج 1 ص 326 ) .
حَدسيّات
- ( اصطلاح فلسفى ) حدسيات در عرف حكما و متكلمان عبارت از قضايايى است كه حكم كند به آنها عقل بواسطهء حدس و آنچه را حدس دريابد و چنان كه حدس در مرتبت قوت و شدت باشد و مزيل شك كند از قطعيات شمرده مىشود و چنان كه قوى نباشد از ظنيات به حساب آيد .
( از كشاف ص 301 - دستور ج 2 ص - 16 ) .
حَدِّ شارِبُ الخَمر
- ( اصطلاح فقهى ) كيفر نوشيدن و نوشندهء شراب - در تعريف خمر آمده است كه هر چه انسان را از حال طبيعى خارج كرده و مستى آورد و اين امر يعنى نوشيدن چنين چيزى هر چه باشد با ضوابط و شرايط معينى حدى دارد .
در معتقد الاماميه آمده است :
هر كه خمر خورد ، يا هر چه مستكننده باشد ، اگر آزاد باشد و اگر بنده اگر مرد باشد و اگر زن ، به قصد و اختيار ، حد او هشتاد تازيانه باشد دليلش اجماع اين طايفه است .
و آنكه روايت كردهاند كه رسول ص فرمود :
« جلد شارب الخمر ثمانين جلدة »
، و از امير المؤمنين ع روايت كردهاند كه وى فرمود :
« اذا شرب سكر ، و اذا سكر هذى ، و اذا هذى افترى على الله ، فيجب ان يحد حد المفترى »
، يعنى : چون خمر خورد مست شود ، و چون مست شود هذيان گويد ، و چون هذيان گويد ، افترا كند بر خدا ، و حد افتراكننده هشتاد تازيانه است ، واجب باشد كه وى را هشتاد تازيانه بزنند و هيچ كس از صحابه وى را انكار نكرد .
و حكم فقاع حكم خمر است ، دليلش اجماع اين طائفه است . و چون تحريم وى پيش از اين ثابت شده است بدليل ، هر