تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 703

مساهمون:

ص٧٠٣
( ا دستور ج 12 ص 16 )

حُدُوث

- ( اصطلاح فلسفى ) حدوث پيش جمهور حصول شىء باشد بعد از عدم او در زمانى كه گذشته باشد و مقابل قدم باشد . ( از درة التاج بخش 3 ص 29 ) حدوث يعنى وجود بعد از عدم و حادث همانطور كه در حدوث احتياج به علت دارد در بقاء هم احتياج به علت دارد زيرا علت احتياج كه امكان باشد بعد از وجود هم موجود است . ( تهافت التهافت ص 32 ، 68 - اسفار ج 1 ص 49 ، 56 - شفا ج 2 ص 521 )

حُدوثِ إضافى

- ( اصطلاح فلسفى ) حدوث اضافى بامرى گويند كه در حدوث و وجود سابقهء زمانى آن كمتر از ديگرى باشد . ( از شرح منظومه ص 75 ) و رجوع شود بحادث

حُدوثِ بِقياس

- ( اصطلاح فلسفى ) حدوث بقياس همان حدوث و حادث اضافى است . ( از اسفار ج 1 ص 264 ) و رجوع شود بحادث

حُدوثِ ذاتى

- ( اصطلاح فلسفى ) حدوث زمانى عبارت از وجود بعد از عدم در زمان گذشته است و به اين اعتبار خود زمان حادث نيست و حدوث ذاتى عبارت از بودن شىء است در وجود خود محتاج به غير خود و يا عبارت از امرى است كه از لحاظ وجودى مسبوق بليسيت ذاتى باشد و يا موجود مسبوق بليس مطلق است يعنى عدم و بطلان به نظر بذات او است و يا چيزى است كه وجودش بذات خود نباشد « كل ممكن لذاته يستحق العدم و من غيره يستحق الوجود و ما بالذات اقدم مما بالغير فالعدم فى حقه اقدم من الوجود تقدما بالذات فيكون محدثا حدوثا ذاتيا » . ( از اسفار ج 1 ص 264 - ج 3 ص 69 - شرح حكمة العين ص 89 - شرح منظومه ص 75 - شفا ج 2 ص 526 )

حُدوثِ زَمانى

- ( اصطلاح فلسفى ) رجوع شود به حادث و حدوث ذاتى . ( از اسفار ج 3 ص 69 و ج 1 ص 265 )

حُدوثِ دَهرى

- ( اصطلاح فلسفى ) مير داماد در مقام بيان حادث دهرى گويد : كليهء جائزات و متجوهرات به نسبت بذات حق و افاضهء ذات او مانند موجود واحداند و جميع آنها مجعوليت دهرى دارند يعنى مجعوليت بعد از عدم محض به اين معنى كه بافاضهء جاعل مرة واحدة موجود شده‌اند و بالاخره وجود مسبوق بعدم صريح دارند عقول و نفوس حادث بحدوث دهرىاند و كليه موجودات با اعتبار آنكه مرة واحد از ذات او صادر شده‌اند حادث دهرى و در داخل خود و نسبت به يكديگر و باعتبار حوادث و تعاقبات خاص حادث زمانىاند . ( از قبسات ص 16 ، 19 و رجوع شود به خلسهء ملكوتيه در حاشيه قبسات )

حُدوثِ طَبيعى

- ( اصطلاح فلسفى ) از اصطلاحات صدرا است كه قائل به حركت جوهريه است او گويد : عقول مفارقه خارج از حكم حدوث‌اند و ساير چيزهايى ديگر در طبيعت و جوهر خود همواره در حركت‌اند و حادث بحدوث طبيعى ميباشند رجوع بحادث شود .

حُدوثِ مانِع

- ( اصطلاح فقهى ) اين اصطلاح در باب مبادلات به كار رفته است بر