حفظ و بررسى قرار ميدهد .
ابن سينا پس از بيان اينكه انسان را نفسى است مجرد كه منشأ درك و ادراكات است و فرمانده كل قواى باطنى و ظاهرى است گويد ادراكات بر چهار نوعاند .
احساس . تخيل ، توهم و تعقل اين تقسيم كلى است براى ادراك و گويد : احساس عبارت از ادراك حالات و اوصاف موجود در ماده است مادهء كه حاضر نزد مدرك است از نوع حالات مكانى ، زمانى ، وضع ، كيف ، كم و جز آنها .
و بالاخره آنچه مرتبط به محسوسات به حواس ظاهرى است كه بيان شد . تخيل عبارت از ادراك همان حالات اشياء است و لكن هم در حالت حضور اشياء صاحب حالات و اوصاف و هم در حالت غيبت آنها .
و توهم ادراك معانى غير محسوسه است از قبيل كيفيات و اضافات مخصوص به اشياء جزئى . و تعقل ادراك شىء است بدون توجه بحضور ماده و يا عدم حضور آن .
( رجوع شود به اشارات ج 2 ص 230 ، 237 ) صدرا گويد منظور از :
مشكات روزن است و مصباح قنديل :
بعضى گفتهاند مشكات قصبهء قنديل است و مصباح شعلهء چراغ بر سر قصبه .
بعضى گفتهاند مشكات زنجير است كه قنديل از آن بياويخته و مصباح قنديل است .
بعضى گفتهاند مشكات قنديل است و مصباح روشنائى كه ميدهد از چراغ افروخته
كَمِشْكاةٍ فِيها مِصْباحٌ
يعنى كمصباح فى مشكاة
« الْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ »
.
و زجاجه را از آن روى ياد كرد كه نور وضوء نار در آينه روشنتر از هر چيزى ديگر بود سپس زجاجه را توصيف كرده گويد زجاجه بمانند ستارهء درخشان بود .
درى يعنى درخشنده يا طلوعكننده گفته شده است كه كواكب درى عبارتاند از زحل ، مريخ ، مشترى ، زهره ، و عطارد
يُوقَدُ مِنْ . . .
يعنى مصباح بر افروخته مىشود از شجره يعنى از روغن شجرهء كه مضاف حذف شده است يعنى دهن الشجرة .
زيتونه بدل از شجره است . مباركه وصف آنست على الظاهر زيرا درخت زيتونه را بركت و سود بسيار است كه در خوردن و روشنائى و بسيارى از امور زندگى و صحت بدن به كار آيد ، خورشت است ، ميوه است و گويند نخستين درختى كه بعد از طوفان نوح بيامد آن بود و رستنگاه آن سرزمين مقدس و منازل انبياء و اولياء بود و گويند هفتاد پيامبر به آن بركت جستند .
لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ
ابن عباس گويد معنى آن اين است كه اين درخت طورى است كه در طول روز از آفتاب اشراق گيرد و هييچگاه در طول روز از نور آفتاب پوشيده نبود كه نه تنها هنگام طلوع آفتاب نور گيرد و نه تنها هنگام غروب آفتاب ، هم شرقى است و هم غربى و بنا بر اين زيت او اجود و بهترين زيت است ( يعنى مانند شده است بدرختى كه اين چنين باشد و حائل و مانعى از تابش آفتاب در طول روز نداشته باشد ) .
بعضى گويند يعنى درخت زيتونهء شام كه نه در مشرق است و نه در مغرب و بلكه در وسط است .
بعضى گويند يعنى از نوع زيتونههاى دنيا نيست كه شرقى و غربى است و بلكه