تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 942

مساهمون:

ص٩٤٢
كمتر چنان كه مراتب انبياء و اولياء در اين امر مختلف يافته‌ايم و معيار فضيلت انبياء و اولياء بر اين اختلافات بود يعنى اختلاف در مراتب به نقص و كمال كه پارهء از اهل الله و انبياء خدا در حد كمال و عقل كل بودند و پارهء در حد پائين‌تر . توضيح توضيح آنكه آنچه نفسها را از مرتبت امكان محض به مرتبت فعليت يا فعليات مىرساند عقل فعال است كه در اين مورد دو مكتب وجود دارد يكى اينكه بوسيله عقل فعال فيض به جهان ناسوت ريزش كرده و جهان قوت و فعل را به حركت و جنب و - جوش آورد و با امداد از فيوضات حاصلهء از ملا اعلى مراتب و مدارج كمال را مىپيمايند تا بمرحلهء كمال و اتصال به عقل فعال رسند . مكتب ديگر اينكه نفوس مستقله و مجرده از عالم نفوس و عقول بر جهان ناسوت نزول كرده تدبير جهان ناسوت را به عهده گيرند و قواى نفس نباتى ، حيوانى و بالاخره همهء نيروهاى محركه و مدركه از جهان ارواح بر جهان ناسوت نزول نمايند . از ابن سينا در اين باب دو عقيدهء مختلف وجود دارد يكى بر اساس قصيدهء عينيه و مباحث آخر اشارات است كه نمودار اين امر است كه نفوس مدبر بر اجسام مجردة از عالم بالا نزول كرده است و نظر ديگر وى در جلد اول شفا نمودار اين معنى است كه ارواح جسمانيه الحدوث و روحانية البقاءاند و بهر حال در يك نظر نفوس را روحانية الحدوث و النزول ميداند و قهرا روحانيهء البقاء و در نظر ديگر اينكه ارواح و نفوس جسمانية الحدوثند . در نظر اول پيرو افلاطون و مكتب اشراقى است و در نظر دوم پيرو مكتب ارسطو و فلسفهء مشائى است . و بهر حال روح قدسى يا نفس قدسى منشأ دريافت معارف است بدون ترتيب قياسات منطقى كه ويژهء نفوس معموله است و اين اصطلاح ظاهرا از اصطلاحات فلسفهء اسلامى باشد و مقتبس از آيات قرآنى كه ميفرمايد :
وَ أَيَّدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ
( البقره : 81 و 254 ) .
إِذْ أَيَّدْتُكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ
( المائده : 109 )
قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ
( النحل 109 ] و آياتى ديگر و همين طور اخبار و روايات متعدد و آنچه فلاسفهء اسلامى از اين اصطلاح اراده كرده‌اند اين است كه پارهء از نفوس مطالب را بدون ترتيب مقدمات و صغرى و كبرىهاى معمولى و حتى بدون خواندن و نوشتن دريابند و اين امر از راه اتصال به عقل فعال و جهان قدس الهى باشد كه فرمودند « ان روح القدس نفث فى روعى »
نگار من كه بمكتب نرفت و خط ننوشت * ز نكته مسأله آموز صد مدرس شد . دل گفت مرا علم لدنى هوس است * گفتم تعليم ده اگرت دست رس است . گفتا كه الف گفتم كه بس است * در خانه اگر كس است يك حرف بس است
و اين دريافت نه از راه علم مدرسى و علم رسمى است كه علم رسمى سر بسر قيل است و قال نه از و كيفيتى حاصل و نه حال . بهر حال اخوان الصفا گويند علم را
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 942 | سيد جعفر سجادى