تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 943

مساهمون:

ص٩٤٣
مراتب بود و دريافت را مدارج كه اين مراتب در علم رسمى جريان دارد و نه در علم حال و علم وراثت مرتبت اول علم تقليدى است . و مقايسهء كودكانه . چنان كه فى المثل كودك هنگامى كه تميز يافت از آنچه در خود و در اطراف خود بيند بلا فاصله حكم كند كه تمام كودكان را نيز همين وضع بود و همين چيزها كه او دارد آنها نيز دارند و بهر حال انسان با اين قوت عجيب و غريب خود در يك چشم بهم زدن از شرق به غرب و از غرب به شرق سير كرده تمام امور جهان را حل كند همه چيز را مالك شود همه دنيا را در تصرف و حيطهء قدرت خود آرد هر ناممكن را ممكن كند و آنگاه در خيال خود بسازد و حكم كند و ارزيابى نمايد زشت‌ها را زيبا كند زيباها را زشت كند خردها را درشت گرداند درشت‌ها را خرد كند ، فضائل را به صورت رذائل نمايد و رذائل را به صورت فضائل از آنچه ديده و يا شنيده است چيزهاى تازه و بديع سازد ( از رساله دهم از نفسانيات عقليات ) ما حصل كلام اينكه منشأ معارف و دانشهاى انسانى بنا بر آنچه بين فلاسفه مشاء معروف است نخست حواس ظاهره است اين حواس ظاهره بنا بر آنچه معروف است و تحت ضابطه در آمده است پنج حس است كه بينائى ، شنوائى چشائى ، بويائى و بساوائى باشد و براى هر يك از اين پنج قوهء عضوى قرار داده‌اند و يا يافته‌اند مثلا محل قوهء بينائى . دو چشم است كه خود داراى وضع بسيار پيچيده است و همين طور قوهء شنوائى و چشائى و ساير حواس ظاهرى پارهء از فلاسفه پارهء از اين قوا را منحل به دو يا سه قوت ميدانند و بهر حال حصر قواى ظاهرى را در پنج حس قطعى نمىدانند چنان كه شهاب الدين سهروردى اين پنج حس را بمنزلهء نهرهاى كوچك و بزرگى دانند كه از محيط و عوامل برونى سرچشمه گرفته فرآورده‌هاى خود را به مخزن و حسى دهند كه آن را حس مشترك ميدانند حس مشترك كه مجمع الابحر همه حواس است يك امر فرضى است كه براى توجيه عمليات فكرى و عقلانى بعدى فرض كرده‌اند و بهر حال اين معنى را احساس كرده‌اند كه بايد محلى باشد كه محل عكس العمل همهء محسوسات به اين حواس باشد يعنى نيروى دريابنده محسوسات بحواس پنجگانه . اين محسوسات در مراحل بعد از احساس مورد تحليل و تركيب قرار ميگيرند و در اين امر ترديدى وجود ندارد . و هم اين دريافتها در مرحله بعد از احساس به كلى از بين نرفته و باقى ميماند و مورد تجزيه و تركيب قرار ميگيرند و احيانا حالات بعد از احساس آنها به صورتى روشن‌تر نمودار مىشود حتى بيش از مرحله احساسى و از همين روى قائل به حواس باطنى شده‌اند حواسى كه همه اين فرآورده‌هاى حواس ظاهره را نگه‌دارى مىكند و هم مورد ارزيابى قرار ميدهد و هم از آنها براى كشف مجهولات بهره‌بردارى مىكند و بدين ترتيب فى الجمله وجود نيروهاى ديگر مدلل مىشود نيروهايى كه عينا اشياء و صورتهاى آنها را حفظ مىكند ، نيروهايى كه آنها را مورد سنجش و ارزيابى قرار ميدهد ، نيرويى كه احكام كلى صادر مىكند ، نيرويى كه احكام صادر مىكند ، نيرويى كه معانى جزئى را مورد