تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 939

مساهمون:

ص٩٣٩
مجاهدت است .

الزَّرادُشتيَّه

- ( ملل و نحل ) اصحاب زرادشت بن پورشب را گويند كه در زمان گشتاسب بن لهراسب پادشاه ظهور كرد پدرش اهل آذربايجان و خود از اهل رى بود . اين فرقه گمان ميكردند كه اولين پادشاه روى زمين كيومرث بود و بعد از او شهنج بن فراول كه در هند فرود آمد و بعد از او طهمورث بود كه صابئيان در زمان او ظهور كردند و پادشاه بعد از او بردارش جم بود و پس از و انبياء و پادشاهان ظهور كردند از قبيل منوچهر . بايد متوجه بود كه نه ضبط اين كلمات و اعلام محقق شده است و نه جريانات تاريخى مذكور و اصولا آنچه در ملل و نحل‌ها آمده است اغلب مخدوش است .

زَبُور

- ( اصطلاح عرفانى ) زبور كتاب مقدس آسمانى داود است و در اصطلاح صوفيه كنايت از تجليات افعال است چنان كه تورات كنايت از تجليات جملهء صفات و اسماء ذاتيه است و قرآن عبارت از ذات مطلق است .

زُجاجَه

- ( اصطلاح عرفانى ) مراد قلب مؤمن است كه آئينه تمام نما است . اين كلمه در قرآن مجيد در آينه نور آمده است و مفسران و عرفا و فلاسفه در مورد تعبيرات و تأويلات اين كلمه و كلمات زيتونه و مشكات و مصباح اقوال و آراء گوناگونى ابراز كرده‌اند كه خلاصهء آن بشرح زير است : ابن سينا در مقام تفسير آيهء نور گويد : از جملهء قوتهاى نفس نظرى و ياقوتهاى نظرى نفس بر حسب مدارج استكمالى سير بسوى كمال ممكن يعنى سير از قوت به فعل در حدود وجودى استعدادت مراتبى دارد و بطور كلى قواى عقل بر دو گونه‌اند . الف - آنچه بالقوة كامل است و نه بالفعل يعنى تواند كمال يابد . ب - آنچه بالفعل كامل است و مدارج مترقبى ندارد . مراتب بالقوه بر حسب شدت و ضعف مدارجى دارد كه آغاز آن بسيار ناچيز و ضعيف باشد مانند قوت نويسندگى در نطفه و يا كودك و ميانگين آن قوتى است مرامى مستعد فراگيرى را و پايان آن قوتى است مر - انسان تعليم يافته را كه هر گاه خواهد قادر بر نوشتن بود . مرتبت آغازين را عقل هيولانى گويند كه مانندهء به هيولى اولى بود كه برهنه بود از هر گونه صورتهائى كه مستعد پذيرش آنها است . و اين قوت همهء آدميان را در آغاز خلقت و فطرت ذاتى بود يعنى اين قوت همهء آدميان را آغاز خلقت و فطرت ذاتى آنها مىباشد . آن قوتى كه مناسب با مرتبهء ميانگين است عقل بالملكه نامند و اين قوت هنگامى حاصل شود كه معقولات نخستين كه عبارت از دانشهاى اوليه است بر حسب استعداد آدميان در دريافت معقولات ثانى يعنى علوم مكتسبه پديدار گردد . و آدميان در تحصيل اين مرتبت گوناگون‌اند پارهء از مردم از راه شوق خاصى كه آنان راست و آنان را بر حركت فكرى دشوارى در طلب معقولات ثانيه بر مىانگيزد . بدست مىآورند . كه اينان را اصحاب فكر نامند