العبد ممنوع من التصرف مطلقا و المريض ممنوع مما زاد عن الثلث و يثبت الحجر على السفيه بظهور سفهه و ان لم يحكم الحاكم و لا يزول الحجر منه الا بحكمه » ( از شرح لمعه ج 1 ص 218 - 221 )
حُجَّت
- ( اصطلاح منطقى ) حجت به معناى غلبت است و استدلال خاصى است كه مثبت مقصود است و از آن رو كه موجب غلبهء بر خصم مىشود حجت گويند از باب نامگذارى سبب باسم مسبب و آن يا استقرائى است و يا تمثيلى است رجوع به قياس شود .
( از دستور ج 2 ص 14 )
حُجَّةِ الزامى
- ( اصطلاح منطقى ) حجة الزامى مركب از مقدمات مسلمه نزد خصم است كه مقصود از آن اسكات و الزام خصم باشد .
( از كشاف ص 284 )
حجَّتِ إقناعى
- ( اصطلاح منطقى ) - حجت اقناعى حجتى است كه مفيد گمان باشد نه يقين و مقصود از آن گمان به مقصود باشد مانند متواترات و غيره كه قياس خطايى است .
( از دستور ج 2 ص 14 )
حَجِّ تَمَتُّع
- ( اصطلاح فقهى ) رجوع به حج شود .
حَجِّ قران
- ( اصطلاح فقهى ) رجوع به حج شود .
حُجَّةُ اللَّه
- ( اصطلاح عرفانى ) مراد از حجة الله انسان كامل است كه حجت حق بر خلق است كه فرمودند
« فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ »
( از اصطلاحات فخر و تفسير حدائق ص 394 )
حُجَّةُ الإسلام
- ( اصطلاح فقهى ) به ضم حا پيشواى مذهبى را گويند و اين عنوان ابتدا بر امام غزالى فيلسوف و متكلم و عارف و فقيه اسلامى اطلاق شده است و بفتح حاء حجى است كه در اسلام واجب است و در مدت عمر براى هر فرد مستطيع يك مرتبه واجب است .
حُجَّتِ حَقّ بَر خَلق
- ( اصطلاح عرفانى ) و مراد انسان كامل است كه
« فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ »
حُجَّتِ قَطعى
- ( اصطلاح منطقى ) حجت قطعى عبارت از حجتى است كه مفيد يقين باشد و مقصود از اقامهء آن رسيدن به نتيجه قطعى باشد . ( از دستور ج 2 ص 14 )
حُجَّتِ و سُنَّت
- ( اصطلاح اصولى ) در اصول رشاد آمده است .
سنت در لغت بمعنى آئين و طريقه است و در اصطلاح اماميه عبارت است از :
قول - فعل - تقرير معصوم - ولى در مذهب عامه ، اقوال و افعال صحابه و تابعين نيز جزو سنت ميباشند .
و بهر حال هر گفتار و نگارشى كه از امور سهگانه فوق حكايت نمايد در عرف فقهاى ما خبر و يا حديث ناميده مىشود .
خبر و يا حديث بر دو نوع است متواتر و غير متواتر .
( اصول رشاد ص 203 ) .
حُجيَّةِ ظَنّ
- ( اصطلاح اصولى ) رجوع به انسداد باب علم و ظن شود و رجوع به ( كفايه ج 2 ص 72 - قوانين ص 440 ) شود .
حُجيَّتِ قرآن
- ( اصطلاح اصولى ) يكى از مستندات احكام فقهى اسلامى قرآن است و آن اصيل ترين و پايه اصلى استناد