آورد درباره اخلاق همچنين بود سپس راجع باخلاقيات واقعى و آنچه بايد باشد كه حد اعتدال است شرح مبسوطى داده است .
( رجوع شود به التنبيه جزء مجموعهء رسائل فارابى ص 9 ) .
خَلقِ جَنَّت
- ( اصطلاح كلامى ) و يكى از مباحث مهمى است كه متكلمان مورد توجه قرار دادهاند .
بر اين مبنى كه آيا بهشت در كجا واقع است در زمين يا در آسمان و يا در جاى ديگر و همين طور جهنم .
( رجوع شود به ملل و نحل ابن حزم ج 4 ص 81 - 83 )
خُلقِ عَظيم
- ( اصطلاح عرفانى ) خلق عظيم عبارت از اعراض از كونين و اقبال على الله است به كلى .
مأخوذ از آيهء قرآن است كه فرمود
وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ
.
لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ
.
وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ
.
خُلقيّات
- ( اصطلاح اخلاقى ) رجوع بخلق شود .
خَلوَت
- ( اصطلاح عرفانى ) خلوت نزد صوفيه عبارت از عزلت است .
شاه نعمت الله گويد : خلوت عبارت از مجموعهايست از چند گونه مخالفت نفس و رياضات از تقليل طعام و قلت منام و صوم ايام و قلت كلام و ترك مخالطت انام و مداومت ذكر ملك علام و نفس خواطر .
و در جاى ديگر گويد : خلوت محادثهء سر است با حق به نحوى كه غير نيابد مجال و اين حقيقت و معنى خلوتست اما صورت خلوت انقطاعست از غير ( از سير و سلوك ص 15 - رسالهء خلوت . . ص 97 - اصطلاحات شاه ص 67 ) .
شاه نعمت الله گويد :
بنشين بدر خلوت دل اى كامل * مگذار كه غير او در آيد در دل
زيرا كه اگر غير در آيد بوثاق * آسان تو دشوار شود هم مشكل
در دستور العلماء است كه : خلوت محادثهء سر است با حق « حيث لا احد و لا ملك » در مصباح است كه : خلوت هم از امور محدثه است و از جملهء مستحسناتست و مردم در زمان حضرت رسول همواره در صحبت بود و لكن بعد از حضرت چون اندك اندك صفات ممدوحه كم گرديد خلاف و جدال و اختلاف آراء پيدا شد ، خلوت محبوب گرديد و طالبان حق از جهت سلامت دين صوامع و خلوت اختيار كردند و از اين جهت است كه جنيد گويد : كسى كه خواهان سلامت باشد بايد از مردم كنارهگيرى كند زيرا اين زمان زمان وحشت است و مدت آن را چهل روز معين كردهاند باستناد خبر معروف كه حضرت رسول فرمودند : كسى كه قلب خود را خالص كند براى خدا در چهل صبح ، از دل او چشمههاى حكمت جوشش كند و ميقات حضرت موسى نيز چهل روز بود و گل حضرت آدم نيز در مدت چهل روز تخمير گرديد و بالجمله در مدت چهل روز كه بنده خلوت كند نفس او از رذائل پاك گردد و لطيف و رقيق شود از جهت كم خوردن و دوام ذكر و ترك علائق دنيوى .