تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 808

مساهمون:

ص٨٠٨

خَلَاء

- خلاء يعنى خالى بودن در مقابل ملاء يعنى پر بودن اين مسأله كه آيا ممكن است در جهان مكانى باشد كه خالى باشد يعنى شاغل هيچ امرى نباشد يا تمام مكانها و فضاها ملاء بوده و پر از اشياء و موجودات‌اند مورد اختلاف است . و در تعريف آن گويند : خلاء عبارت از بعد موهومى است ميان اجسام ممتد در جهات و صالح براى آنكه چيزى شاغل آن شود . بعضى گويند : خلاء لا شىء محض است بعضى گويند بعد فارغ است . صدر الدين منكر وجود خلاء بوده و گويد : تمام جهان ملاء است . شيخ اشراق نيز خلاء را باطل ميداند و گويد : « فلا يمكن ان يكون ما بين الاجسام خاليا » . و كسانى كه قائل بوجود خلاء شده‌اند ناچار قائل به تعدد عوالم‌اند و كسانى كه منكر وجود خلاء ميباشند فروعى بر آن مترتب كرده‌اند كه يكى از آن فروع موجود نبودن دو عالم جسمانى است . بعضى وجود خلاء را در داخل عالم جسمانى ممكن نمىدانند و لكن گويند خارج از محيط دائره فلك الافلاك ممكن است خلاء باشد و لكن اخوان الصفا گويند : فوق فلك الافلاك لا خلاء و لا ملاء است رجوع شود به مكان . ( از دستور 2 ص 91 . مجموعه دوم مصنفات ص 52 ، 77 ، 89 - اخوان ج 2 ص 24 - اسفار ج 2 ص 16 - ج 1 ص 243 - شفا ج 1 ص 52 ، 57 ، 69 ، 183 ، 456 ، 11 ، 26 - دانشنامه علائى ص 19 ) .

خلا

- ( اصطلاح ادبى ) و در زبان عرب يكى از حروف جاره است كه ما بعد خود را جر دهد مانند « جاء القوم خلا زيد » كه معنى استثناء دهد و موضع آن نصب است در مستثناى تام . و گاهى معنى فعل دهد مانند « قاموا خلا زيدا » و در موارد متعدى به كار رود و مدخول خود را نصب « الاكل شىء ما خلا الله باطلا » ( از مغنى ص 70 ) .

خِلافَت

- ( اصطلاح فلسفى و عرفانى ) شيخ شهاب الدين سهروردى نار را ستوده و گويد : نار را مزايا و خواص زيادى است و از آن جهت است كه فارسيان بدان توجه كرده‌اند و برادر نور است و اشبه بالمبادى النوريه است و برادر نور اسفهبديه انسى است و مقام خلافت صغرى دارد چنان كه نور اسفهبدى مقام خلافت كبرى دارد و « الانوار كلها واجبة التعظيم شرعا من نور الانوار » . ( از مجموعه دوم مصنفات ص 197 ) خلافت صغرى نزد صوفيان امامت و رياست ظاهرى است و خلافت كبرى امامت و رياست باطنى است . ( از كشاف ج 1 ص 441 ) . بهر حال خلافت نزد صوفيان بر دو قسم است خلافت صغرى كه امامت و رياست ظاهرى باشد و خلافت كبرى كه امامت و رياست باطنى باشد ( از كشاف ج 1 ص 441 ) . بطورى كه بيان شد براى هر اسمى از اسماء الهى صورتى است در علم او كه بنام ماهيت خوانده مىشود و بمعنى عين ثابت هم نامند و براى هر يك از آنها صورت خارجيه است كه بنام مظاهر خوانند و موجودات عينيه هم خوانده مىشود و بيان