شود به دايرهء نيمروزان و نصف النهار و خط استواء .
خُطبَه
- ( اصطلاح ادبى و فقهى ) و عبارت از سخنى است مشتمل بر « بسمله » و حمد و ثنا ، خدا آن طور كه شايستهء اوست و توصيه بدرستى و تقوى و جز آن و به معناى درود بر رسول صلى الله عليه و آله و وعظ و نامگذارى و نامزدى و خواستگارى آمده است . از ( كشاف ج 1 ص 445 - شرح لمعه ج 2 ص 79 ) .
خُطبهء كُن
- ( اصطلاح عرفانى ) اشارت به كلمهء « كن وجودى » و نورى است ( از تفسير حدائق ص 79 )
خَطَرات
- آنچه بر دل گذرد از احكام طريقت خطرات گويند ، و خطره اطلاق بر قلب شود باعتبار نامگذارى حال باسم محل و بالجمله ، خطره در اصطلاح صوفيان عبارت از ادعيهايست كه ميخوانند و « خاطر » واردى است كه بر دل سالك فرود آيد در صورت خطاب و مطالبت و « وارد » عامست ( از كشف المحجوب ص 500 كشاف ص 415 ) .
و بهر حال و آنچه بر دل گذرد از احكام طريقت خطرات گويند و خطرة اطلاق بر قلب شود باعتبار نامگذارى حال باسم محل و بالجمله خطرة در اصطلاح صوفيان عبارت از ادعيهايست كه ميخوانند و خاطر واردى است كه بر دل سالك فرود آيد در صورت خطاب و مطالبت و وارد عامست .
خَطَراتُ الأذهان لا يجِبُ فيه النِّهايَة
- اين اصطلاح و عبارت بدين معنى است كه غير متناهى باطل در امور اعتبارى ذهنى جريان ندارد و در خطرات ذهنى نهايت واجب نيست و بطلان نامتناهى در امور عينى خارجى است بطور مجتمعة الوجود ( از تلويحات ص 24 )
خَطِّ مَشرِق و مَغرب
- ( اصطلاح نجومى ) رجوع به دايرهء نيمروزان و نصف النهار شود
خَطِّ زَوال
- ( اصطلاح هيوى ) - رجوع شود به دايرهء نيمروزان .
خَطِّ نيمروزان
- ( اصطلاح هيوى و نجومى ) عبارت از خطى است كه شمال و جنوب را بطور مستقيم بهم وصل كند .
خلاصه آنكه افق حسى هر كسى بر حسب محل و ديد آن كس بود و آن دايرهء بود كه هر گاه كسى كه در نقطهء از زمين واقع است بدور خود بگردد بر گرداگرد خود چسبيده به سطح زمين موهوما رسم شود و قهرا آن كس خود در مركز و وسط آن قرار گرفته باشد در اين صورت هرگاه از نقطهء كه واقع بود و ايستاده است بطور مستقيم از دو طرف خطى به كرانههاى - افق وصل كند و يا به خط مستقيم از محلى كه ايستاده است از يك طرف بسوى مشرق و از طرف ديگر بسوى مغرب خطى مستقيم رسم كند خط مشرق مغرب بود بود و هر گاه خطى ديگر از كرانه جنوب به جايگاه خود و از جايگاه خود به شمال و يا بر عكس رسم كند خط نيمروزان و خط زوال بود و بدين ترتيب دايره افق حسى بر چهار قسمت شود خط مشرق مغرب را خط اعتدال نيز گويند .
و بهر حال اين چهار قسمت به اين نامها خوانده ميشوند يك چهارم آن كه بين مشرق و جنوب است شرقى جنوبى و يك چهارم