تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 666

مساهمون:

ص٦٦٦
مولوى گويد :
اين جهاد اكبر است آن اصغر است * هر دو كار رستم است و حيدر است
( رجوع شود به رسائل شاه نعمت الله ج 1 ص 8 ) . اصل اين اصطلاح در همهء معانى از قرآن مجيد گرفته شده است . كه فرمودند :
وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا
وَ كَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتالَ
وَ مَنْ تَزَكَّى فَإِنَّما يَتَزَكَّى لِنَفْسِهِ
وَ مَنْ جاهَدَ فَإِنَّما يُجاهِدُ لِنَفْسِهِ
و
مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ .
در اصطلاح اهل شرع جنگ و پيكار باشد جهت توسعه قلمرو مذهب و آن واجب كفائى است و لازم است عدهء قيام كنند و براى پيشرفت اسلام نبرد نمايند البته بحث است كه مسأله جهاد در اسلام در زمان حضرت رسول و ائمه واجب بوده است نه بعد از آن و آن بر چند قسم بوده است يكى جهاد با مشركين ابتداء براى دعوت آنها باسلام دوم با كفارى كه به مسلمين حمله ميكردند سوم جهاد با آنها كه قصد سفك دماء يا نفوس محترمه را داشته‌اند يا مالى و اسيرى ببرند و ديگر جهاد با طغيان‌كنندگان بر امام و بالاخره اين مساله از مسائل اختلافى است كه در غيبت امام جهاد ميتوان كرد يا نه لكن در وجوب دفاع هيچ شكى نيست آيه جهاد
كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتالُ وَ هُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَ عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ
نيز بطور اجمال وجوب آن را افاده مىكند . ( از شرح لمعه ج 1 ص 185 ) بدان كه جهاد از فرائض اسلام است . و شرائط وجوب او آنست كه آزاد باشد ، و مرد بود ، بالغ ، كامل عقل ، و استطاعت جهاد دارد : به آنكه تندرست باشدم و قادر باشد بر جهاد ، و امام عادلش فرمايد ، يا نائب وى ، يا بر اسلام ، و يا بر نفس و مال خوفى باشد . و با اين شرايط فرض على الكفاية است : و دليل برين قول خداست .
لا يَسْتَوِي الْقاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَ الْمُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ
، يعنى : « آنها كه از جهاد بنشينند ، و جهاد نكنند ، آن مؤمنانى كه ايشان را ضررى نباشد ، و آنها كه جهاد كنند با يكديگر مساوى نباشند . تفضيل نهاده است مجاهد را بر قاعد . و اين را دليل است بر آنكه نشستن از جهاد جائز است . و واجب باشد جهاد كردن با آنكه مخالف اسلام باشد ، و با آنكه باغى باشد ، و از طاعت امام عادل بيرون آيد ، و با آنكه قصد كند تا مال مسلمانان ببرد ، و سلاح ظاهر گرداند . و چون خواهد كه جهاد كند ، بگذارد تا زوال آفتاب باشد ، و نماز پيشين و ديگر بكند ، آنگه لشكر دشمن را وعظ گويد ، و با حق دعوت كند ، آنگه بگذارد تا ايشان آغاز حرب كنند . چون عزم كرد كه با ايشان حرب كند ، از خداى تعالى خير خواهد ، و نصرت جويد ، اصحاب و ياران خويش را صف صف گرداند ، و هر گروهى را از ايشان در زير علم شخصى در ميان ايشان ، كه يكديگر بدان بشناسند ، زره‌پوشان را در پيش دارند ، و وى در قلب بايستد . و چون خواهد كه حمله كنند ، گروهى را بفرمايد ، و او در ميان جمعى بر جاى خود بايستد ، تا مرجع ايشان با وى باشد ، و وى پناهى باشد ايشان را .
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 666 | سيد جعفر سجادى