بحر علمى در نمى پنهان شده * در سه گز تن عالمى پنهان شده
و نيز عقل اول را گويند .
( انسان ص 348 ) عزيز الدين نسفى گويد :
عقل اول را باعتباراتى بنامهاى مختلف ناميدهاند در روايت آمده است كه اول ما خلق الله الجوهر پس او را جوهر اول ناميدهاند و نيز آمده است اول ما خلق الله العقل پس آن را عقل اول ناميدهاند و باعتبارى روح و باعتبارى قلم و باعتبارى ملك مقرب و باعتبارى عرش عظيم و باعتبارى آدم ناميدهاند .
( از انسان كامل ص 399 )
جَوهرِ اوَّلِ عالَمِ صَغير
- ( عرفان ) اين اصطلاح را اهل ذوق كنايت از انسان كامل دانند .
( رجوع شود به انسان كامل نسفى ص 17 )
جَوهرِ رُوحانى
- ( عرفان ) اين اصطلاح و اصطلاح جواهر روحانى به صورت جمع در رسائل اخوان آمده است اينان هيولى و صورت را هم از جملهء جواهر روحانى دانند بعبارت ديگر گويند صورت دو است يكى مفارق كه عقل و نفس است و ديگر غير مفارق مانند اشكال و رنگها ( رجوع شود به رساله دهم ص 326 ) .
تركيبات ديگر :
جَوهرِ بَسيط
- ماده را به تنهائى و صورت را به تنهائى جوهر بسيط نامند .
( از اساس الاقتباس ص 38 )
جَوهرِ بَسيطِ جِسمانى
- مراد از جواهر بسيط جسمانى عناصر است و اگر به صورت مفرد ( جوهر بسيط جسمانى ) گفته شود هر يك از عناصر است .
جَوهرِ بَسيطِ رُوحانى
- مراد عقل و نفس است كه به صورت جمع هم گفته مىشود و در آن صورت عقول و نفوس ميباشند .
جَوهرِ سُبُّوحى
- مراد روح ملكوتى انسان است .
اى جوهر سبوحى در سلك حدث چند باشى ، اى مرغ قدوسى بر كنگرهء كبريا چرا بر نپرى ؟ ، خفتان موسى در هاويهء عشق انداز ، تا در عشق همرنگ جان عيسى شوى ، ناموس خطاب چند زنى ؟ در چليپا هزار هزار چند نگرى ؟ هان كه در صحن سماوات مريخ بند توحيدى . اى كيوان عظمت نحوست ، قهر بر كالبد آدم انداز ، بر بام هفتم فلك جبروت و ملكوت بر شو ، تا در بزم چون عطارد كدخداى ملك اتحاد شوى .
( از شطحيات ص 75 ) .
جَوهرِ طَبيعت
- ( اصطلاح علوم غريبه ) و حركت و سكون كيفيت و كميت را جوهر طبيعت نامند كه از آنها چهار چيز پديد آيد حرارت ، برودت ، پيوست و رطوبت .
( از جابر ص 16 ) .
جَوهرِ عام
- ( اصطلاح فلسفى ) مراد مفاهيم جوهر است « الموجودات منها ما - يحمل على موضوع و ليست فى موضوع و هذا هو الجوهر العام و منها ما هو فى موضوع و ليس يحمل على موضوع البتة و هذا هو الشخص المشار اليه » .
( مقولات ص 7 )
جَوهرِ عَقْلى
- ( اصطلاح فلسفى ) مراد عقل است و مراد از جواهر عقليه عقول مجرده است .
جَوهرِ غاسِق
- ( اصطلاح فلسفى ) مراد جسم است و گاه جواهر غاسقه گفته مىشود و مراد جواهر مظلمهاند .