تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 650

مساهمون:

ص٦٥٠
و قلبى كالنار فى حرها » . ( از مطول ص 306 - كشاف ج 1 ص - 258 ) . مثال فارسى :
شبها من و شمع در گدازيم * اين است كه سوز من نهانست

جَمعٌ مَعَ التَّقْسيم

- ( اصطلاح ادبى ) يكى از محسنات معنويه است و آن باشد كه ابتداء امورى را در تحت عنوان كلى آرند و بعد تفصيل دهند مانند
ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ
. ( از كشاف ج 1 ص 258 - مطول ص - 360 ) . مثال فارسى :
مگر مشاطه بستان شدند با دو سحاب * كه اين به بستش پيرايهء و آن گشاد نقاب

جَمعِ مُكَسَّر

- ( اصطلاح ادبى ) اوزان جمع مكسر تا آنجا كه ضبط شده است عبارتند از « فعال مانند اناء - فعلان مانند صردان - فعله مانند ولدة . فعل مانند كتب . فعل غرف و فعل . مانند سدر - فعلى مانند موسى . اوزان ديگرى نيز برشمرده‌اند . ( از سيوطى ص 215 ) .

الجَمْعُ مَهْما امْكَن أولى

- ( اصطلاح اصولى ) و اصوليان در مورد تعارض ادله گويند مادام كه بيكى از وجوه مرجحه جمع ما بين ادله يا اخبار متعارض ممكن - باشد اولى از طرح يا تخصيص است . ( از قوانين ج 2822 ) .

جَمْعيَّت

- ( اصطلاح عرفانى ) جمعيت عبارت از اجتماع همت است در توجه بسوى حضرت حق و دل كندن از ما سوى الله .

جُمْلَه

- جمله در اصطلاح دستور زبان سخنى است كه حد اقل مركب از دو كلمه باشد هر گاه دو يا چند كلمه با يكديگر تركيب يا بند اگر مفيد معنى تام باشند كلام و جمله گويند و اگر مفيد معنى تام نباشد جمله گويند و بنا بر اين جمله اعم است و بدين طريق جمله يا تام است يا ناقص جمله تام يا كامل آنست كه معنى آن تمام باشد و هر گاه گوينده سكوت كند و بدنبال آن چيزى نگويد شنونده در انتظار نماند و آن يا مثبت است يا منفى و جمله ناقص آنست كه شنونده در انتظار شنيدن بقيه آن باشد و معنى آن بجمله ديگر كه آن را جمله مكمل يا تبعى گويند تمام شود . و نيز يا جمله خبرى است يا انشائى جمله خبرى شامل جمله فعليه و اسميه هر دو مىشود مانند « زيد قائم » و « ضرب زيد » و جمله انشائى شامل ( امر ، نهى ، استفهام ، تمنى و . ) مىشود مانند ( أضرب ، هل يضرب ، ليت شعرى ) . جمله اسميه آنست كه اولين كلمه آن اسم باشد مانند « زيد قام - زيد قائم » و جمله فعليه آنست كه به فعل شروع شود مانند « ذهب على » . جمله ظرفيه آنست كه مصدر به ظرف يا جار و مجرور باشد مانند « أ عندك زيد أ فى الدّار عمرو » و جمله كبرى جمله‌ايست كه جزء آن نيز جمله باشد مانند « زيد قام أبوه » و « زيد أبوه غلامه منطلق » كه « غلامه منطلق » جمله خبرى است و بر روى هم « زيد ابوه غلامه منطلق » جمله كبرى است . و جملهء حاليه جمله‌ايست كه مصدر بواو حاليه باشد و مفيد حال باشد و شامل