فرق اشكالات آيد زين مقال * ليك نبود مثل ، اين باشد مثال
معنى جمع در نجوم بشرح زير است :
چون كوكب ميانه و سفلى هر دو اتصال كنند بر يكى علوى آن را جمع خوانند زيرا ك اين علوى نور ايشان را بهم آورد اگر اين سفلى و ميانه همديگر را همىبينند چون اتصال ميان ايشان بود با آن جمع و گر يكديگر را نبينند آن گردآمدن نورشان نزديك كوكبى ديگر بجاى اتصال كار كند هر چند يك از ديگر ساقط است . و گر سفلى باز گردد از ميانه كوكبى ساقط از علوى و آنكه از پس بازگشتن او بر آن علوى پيوندد نور ميانه بعلوى برده دارد . و اين را نقل خوانند و بميان دو ستاره بود كه يك از ديگر ساقط باشند و بميان دو بود كه يكديگر را نيز همىبينند و لكن اتصال ايشان دور بود پس اين نقل بجاى او كار كند . و نقل را نيز ديگر وجه است چون سفلى بر ميانه پيوندد و آن ميانه به علوى پيوسته بود همچنان كه سفلى بعلوى اتصال كرده باشد . و اين آن وقت بود كه سفلى از علوى ساقط بود زيرا ك بوقت نگرستن زود رسد بپيوند علوى . و بكتابها يافته شود كه نقل مريخ از شمس بزحل نقل بزرگ خوانند و نقل قمر از شمس بزحل نقل خرد خوانند .
و بود كه دو كوكب از سيوم ساقط باشند يا از جاى معلوم اندر فلك ، آنگاه هر دو بكوكبى بپيوندند كه ايشان را همىبيند و آن سيوم را پس چنان گردد چون آينهاى كه نور را عكس كند از خانهيى بخانهء ديگر . و اين را رد نام كردند . و پيش از اين رد گذشتست ، پس هر دو را آميختگى افتد .
و او را نيز ديگر وجه آوردند . و او هم نقل است بعينه ، نيفزودند به دو جز ياد كردن انصراف و گفتند چون كوكب سفلى باز گردد از پيوند علوى و آنگه نقل اوفتد ميانشان نور يكى بر ديگر رد كرده باشد و لكن چون آن نقل بجاى اتصال كار كرد بايد كه اين نيز خالى نباشد از قوت انصراف و گر بدين جاى لفظى نهاده آيد بجاى رد چون صرف با عكس آميختگى لفظ از ميان برخيزد .
( رجوع شود به التفهيم ن ص 497 ، - 498 ) .
و در ادب عربى كلمهايست كه بر سه واحد از يك جنس يا بالاتر دلالت كند و آن يا مصحح است يا مكسر ، جمع مكسر را قاعدهء خاصى نيست و بناء واحد آن نيز بر هم خورد چنان كه جمع « رجل و اسد » مىشود « رجال و اسد » و جمع مصحح يا مذكر است يا مؤنث ، جمع مذكر سالم را در حالت رفع با واو و نون مفتوحه آرند مانند « رجلون . زيدون . مسلمون و عالمون » و در حالت نصب و جر با يا و نون مفتوحه خوانند و ما قبل يا مكسور باشد مانند « رجلين . مسلمين معلّمين » و جمع مؤنث سالم را با الف و تا درست نمايند مانند « مسلمات . معلّمات » .
و جمع قلتى نيز هست كه برده عدد به پائين دلالت كند و بناهاى آن « أفعل أفعال فعله أفعله » باشد در مقابل جمع كثرت كه گذشت .
در فارسى جمع بر دو و زيادتر دلالت