ج
جائِر
- ( اصطلاح اخلاقى و اجتماعى ) خواجهء طوسى گويد : ارسطو مردمان ستمكار را در جوامع سه نوع ميدانست از اين قرار :
جائِرِ اصْغَر ، جائرِ اعْظَم ، جائرِ اوسَط
- جائر اعظم كسى بود كه ناموس الهى را منقاد نبود و جائر اوسط آنكه حاكم را مطاوعت نكند و جائر اصغر آنكه بر حكم دنيا رود و فسادى كه از جائر اصغر برخيزد غصب و نهب اموال و انواع دزدى است و خيانت بود و فسادى كه از جور آن دو مرتبت و دستهء ديگر باشد اعظم از اين فساد يعنى فساد جائر اصغر بود .
( از اخلاق ناصرى ص 99 )
جابُرصا ، جابُلقا
- ( اصطلاحات فلسفى ) در مصنفات شيخ اشراق آمده است كه « عالم الاشباح المجردة و هو الذى اشار اليه الأقدمون ان فى الوجود عالما مقداريا غير العالم الحسى لا يتناهى عجائبه و لا يحصى مدنه من جملة تلك المدن جابلقا و جابرصا و هما مدينتان عظيمتان لكل منهما الف باب لا يحصى ما فيها من الخلائق لا يدرون ان الله خلق آدم و ذريته و هو يحذو حذو العالم الحسى فى دوام حركة افلاكه المثالية و قبول العنصريات و مركباته » .
( از مجموعه دوم مصنفات ص 334 ) « و هذه احكام الاقليم الثامن الذى فيه جابلقا و جابرصا » .
( از مجموعهء دوم مصنفات ص 245 ) و بنا بر اين مراد از جابلقا و جابرصا عالم اشباح مثاليه است كه اشباح مجرده هم گويند .
جاثى
- ( اصطلاح نجومى ) و نام صورتى است از صور كواكب كه بنام راقص هم خوانده شده است .
( از صور الكواكب ص 59 )
جاحِظيَّه
- ( اصطلاح كلامى ) فرقهء از معتزلهاند از اصحاب عمرو بن بحر الجاحظ كه گويد همه معارف ضرورى است و اراده هر - كس عبارت از علم اوست بفعلش و اجسام را طبايع مختلف است و آنها را آثار مخصوصه است و جواهر قابل تبديل نمىباشد و اعراض در معرض تبدلند و جواهر همچنان به حال خود باقىاند و آتش اهل خود را جذب مىكند و بالجمله معارف بكسب نيست و ضرورى است و افعال انسان بطبع ازو صادر مىشود ( از