نهر و سنگچينى و امثال آنها شروع باحياء آن كرده باشد اشخاص ديگر حق احياء آن را نخواهد داشت .
ششم - احياء يا حيازت بايد به قصد تملك باشد . پس اگر كسى يكى از اسباب را بدون قصد يا به قصد غير حيازت فراهم سازد مالك آن نخواهد شد .
( كليات حقوقى ص 205 )
تَمْليكاتِ مَجّانى
- ( اصطلاح فقهى ) مالك شدن از طريق هبه و جز آن از طرقى كه در عوض آن چيزى مبذول نشود در كليات حقوقى است :
تمليك مجانى به غير قصد قربت هبه است و به قصد قربت صدقهء بمعنى عام .
صدقهء بمعنى عام دو قسم است : منقول و غير منقول و صدقهء منقول نيز دو قسم است :
واجب و مستحب .
صدقهء واجب عبارت است از زكات اموال چنان كه در قرآن مجيد است انما الصدقات للفقراء و المساكين . و زكات ابدان ( فطريه ) كه در قرآن به آن اشاره شده قد - افلح من تزكى و ذكر اسم ربه فصلى . و تقديم زكات بر صلاة در خصوص اين مورد بر خلاف ساير موارد شايد اشاره بلزوم تقديم اداء فطريه بر نماز عيد فطر باشد .
و مستحب از آن صدقه متعارفى است كه به فقراء داده مىشود .
صدقهء غير منقول تقسيم مىشود به دو قسم : وقتى شخصى عينى را از ملك خود اخراج نمود و آن را به غير تمليك كرد اگر به قصد قربت و دوام باشد وقف است .
و در صورتى كه اصل آن را به ديگرى تمليك نكرده بلكه منافع آن را در مدت معينى به غير تمليك كرده باشد حبس است . عمرى و رقبى و سكنى نيز از متفرعات حبس محسوبند .
( كليات حقوقى ص 317 )
تَمَنّى
- ( اصطلاح ادبى ) تمنى يعنى آرزو و در عربى اطلاق شود بر طلب حصول چيزى بر سبيل محبت و از اقسام انشاء است ( از كشاف ج 1 ص 1357 ) و كلماتى كه براى آن آرند : ليت ، لعل ، رجأ . . . مىباشد .
تمهيد
- ( اصطلاح بديعى ) و آنست كه سياق كلام را در رباعى و ترجيعات بلكه در قطعات طورى ترتيب دهند كه سامع منتظر و آماده شنيدن تتمه كلام باشد و مصراع آخر رباعى كه مادهء آن خوانند بايد با كمال اهتمام در حسن موقع به كار برده شود مثال :
رباعى
فردا كه بنامهء سيه درنگرى * بس دست تحير كه بدندان ببرى
بفروخته دين بدينى از بيخبرى * يوسف كه بده درم فروشى چه خرى
* * *
انگشت نماى خلق بودن تا چند * گويند مرو در پى آن سرو بلند
بىفايده پندم مده اى دانشمند * من چون نروم كه ميبرندم بكمند
( از ابدع ص 191 ) .
تَميز
- ( اصطلاح ادبى ) و در زبان عرب كلمه را گويند كه رفع ابهام از كلمه يا جمله يا نسبت كند بدين معنى كه كلمهء آورده شود كه احتمالات بسيار دهد سپس كلام ديگر آورده شود تا مقصود و منظور را معين كند كلمهاى كه رفع ابهام و احتمالات كند تميز گويند و منصوب است مانند « عندى عشرون درهما » و
« إِنَّ