تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 535

مساهمون:

ص٥٣٥
لازم است 1 - تصور موضوع - 2 - تصور محمول 3 - تصور نسبت ميان موضوع و محمول . بعضى از محققان مطلق اذعان را نسبت حكميه نمىدانند بلكه « وقوع و لا وقوع » ميدانند و بنا بر اين تصديق را مركب از چهار جزء ميدانند و در اينكه اين اجزاء شرط تصديق ميباشند يا شطر نيز اختلاف است بعضى تصديق را امرى بسيط ميدانند و آن همان حكم بوقوع و لا وقوع است و اجزاء را شرط حصول اذعان بوقوع و لا وقوع ميدانند و بعضى ديگر ميگويند اجزاء شطرند و تصديق مركب از آن اجزاء است . ( از دستور 1 ص 299 - كشاف ص 851 و رجوع بمصباح الانس ص 53 و تهافت التهافت ص 501 شود ) .

تَصَوُّراتِ مُكْتَسَب

- ( اصطلاح فلسفى و منطقى ) هر يك از تصور و تصديق يا بديهى و غير مكتسب‌اند و يا نظرى و مكتسب‌اند و بنا بر اين تصورات يا بديهى ميباشند كه در حصول آنها نيازى بفكر و تأمل و كسب نيست كه تصور غير مكتسب هم مينامند و يا نظرى ميباشند كه در حصول آنها نياز به كسب و تأمل و فكر هست كه تصورات مكتسب ميگويند رجوع شود به نظرى . ( از اساس الاقتباس ص 412 )

تَصَوُّفْ

- ( اصطلاح عرفانى ) تصوف بمعنى صوف پوشيدن است كه اثر زهد و ترك است و در اصطلاح پاك كردن دل است از صحبت دنيا و آراسته كردن ظاهر است « من حيث العمل و الاعتقاد » ( كشاف ص 48 ) نصرآبادى گويد : « اصل التصوف ملازمة الكتاب و السنة و ترك الاهواء و البدع و تعظيم حرمات المشايخ و رؤية اعذار الناس و حسن صحبة الرفقاء و القيام بخد متهم و استعمال الاخلاق الجميلة و المداومة على الاوراد و ترك ارتكاب الرُّخص و التّاويلات و ما ضل احد فى هذا الطريق الا بفساد الابتداء » ( طبقات ص 388 ) . محمد بن احمد مقرى گويد : تصوف استقامت احوال است با حق ( كشف المحجوب ص 47 ) . و بعضى گفته‌اند : تصوف اخلاق خوب و متخلق شدن با خلق الله است . نورى گويد : تصوف عبارت است از حريت و فتوت و ترك تكلف و سخاوت . و در خبر است كه از حضرت امير نقل شده است كه فرمودند . تصوف از صوف است و صوف عبارت از « صاد » و « واو » و « فاء » است « صاد » عبارت از صحبت ، صفا و صوم است ، « و » عبارت از « ودّ » و « ورد » و « وفاء » است ، « فاء » عبارت از فقر و فكر و فناست . جنيد گويد : تصوف حفظ اوقات است ( از شرح تعرف ج 3 ص 155 ) . ابن عربى گويد - تصوف وقوف بآداب شريعت است ظاهرا و باطنا و آن عبارت از اخلاق الهيه است . باز شبلى گويد : التصوف ضبط حواسك و مراعاة انفاسك . و باز گويد : « التصوف التّألف و التّعاطف » ( از طبقات ص 435 ) . و گاه كلمه تصوف مرادف با مكارم اخلاق به كار برده شده است و گفته شده است : تصوف پرهيز از اخلاق زشت است براى مستعد شدن قبول تجلى صفات الهى . صفى على شاه گويد : تصوف سير منزلهاى نفس است . و باز نورى گويد : تصوف ترك حظ