چند سالى باران نباريد درين روز حكماء و بزرگان و خواص و عوام جمع شده ، دعا كردند باران آمد ، بدان سبب شادى و نشاط كردند و بر يكديگر آب ريختند و از آن روز اين رسم پا بر جا بماند و آن روز را آبريزگان هم گويند .
آب مُستعمَل در وُضُوء
- ( اصطلاحات فقهى ) در معتقد الامامية آمده است : بدان كه آبى كه در وضوء يا در غسل سنت به كار داشته باشند پاك است و پاككننده ، بار ديگر بدان وضو و غسل توان كرد ، دليل او آنست كه آن آب پاك بود باتفاق . اگر كسى گويد : باستعمال پليد شود ، يا گويد :
كه پاك است اما پاككننده نيست ، دليلش بايد .
و اگر در غسل جنابت استعمال كرده باشند ، بعضى برآنند كه به آن بار ديگر غسل نتوان كرد ، و ظاهر قرآن :
وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً طَهُوراً
، با آن كس است كه گويد : پاك است و پاككننده ، كه آن آب را كه مستعمل است در غسل جنابت ، آب خوانند مطلق ، بدليل آنكه اگر كسى سوگند خورد كه آب نخورم ، آنگه آن آب مستعمل بخورد ، باتفاق خلاف سوگند كرده باشد ، و حنث لازم آيد .
وضوء به هيچ مايعى از مايعات روا نباشد ، چون نبيذ و گلاب و غير آن از عرقها . دليلش قول خداست :
فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً
، يعنى : اگر آب نيابيد تيمم كنيد به خاك پاك ! و ميان آب و خاك فاصله ننهاده ، و هر كه به غير آب [ به ] مايعات وضو جائز دارد ميان آب و خاك واسطهء نهاده باشد ، و در قرآن بيفزوده باشد آنچه ظاهر اقتضاى آن نكند .
ديگر آنكه نماز در ذمت مكلف يقينى است ، و چون به آب وضو كند و نماز كند ، ذمت وى بيقين برى گردد ، و نه چنين باشد اگر به غير آب وضو كند .
و وضو به آب مغصوب درست نباشد ، و رفع حدث و استباحت نماز حاصل نگردد ، زيرا كه وضو عبادت است ، و به او مستحق ثواب گردند ، و به آب غصبى وضو كردن معصيت است ، و به او مستحق عقاب .
رجوع شود به معتقد الاماميه ص 186 ، 187 .
آب مُضاف
- ( اصطلاح فقهى ) و آبى است كه بطور مطلق نتوان آن را آب گفت مثل آب هندوانه . . . و آبى كه با اجسام ديگرى مخلوط شده باشد بطورى كه نام آب مطلق از آن سلب شده باشد اين چنين آبى اگر ملاقى نجاست يا متنجس نشده باشد پاك و لكن مطهر و پاككننده نيست و بمحض ملاقات با نجاست يا متنجس نجس مىشود و بالجمله آبى است كه بوى يا رنگ يا طعم آن تغيير كرده باشد ( از شرح لمعه ص 14 ) « الماء المضاف ما لا يصدق عليه اسم الماء باطلاقه و هو طاهر فى ذاته غير مطهر لغيره مطلقا و ينجس بالاتصال بالنجس . ( شرح لمعه ص 14 ) .
آب مُطلق
- اين اصطلاح فقهى است و مقابل آب مضاف است و شامل آب جارى ، كر ، كثير و قليل مىشود در صورتى كه مضاف نباشد ( از شرح لمعه ص 8 ، 14 ، 11 )
آبِق
- اين اصطلاح فقهى است و آبق