چون شما اين جمله آتشهاى خويش * بهر حق كشتيد جمله پيش پيش
نفس فانى را چو باغى ساختيد * اندرو تخم وفا انداختيد
آتش حِرص
- رجوع به آتش شهوت شود .
آتش غَضَب
- رجوع به آتش شهوت شود .
آتشكده
- ( اصطلاح عرفانى ) دير مغان و آتشكده عبارتند از عالم عشق ، و عشق حق تعالى نيز دائم است چنان كه آن را زوالى نيست و كسى كه در آن عشق مستغرق گرديد او را چه پرواى دين و عبادات مشوب بشائبهء غرض بهشت و اين است معنى انسانيت .
سنائى گويد :
تا بديدم بتكده بىبت دلم آتشكدست * فرقت نامهربانى آتشم در جان زدست
هر كه پيش آيد مرا گويد چه پيش آيد ترا * بر فراق من بگريد گويد اين مسكين شدست
آتش هفت مِجمَره
- ( اصطلاح نجومى ) كنايت از ستارگان هفتگانه است كه زحل ، مشترى ، مريخ ، آفتاب ، زهره ، عطارد و ماه بود .
آثارِ ذاتِى
- ( اصطلاح فلسفى ) موجودات را دو نوع آثار و خواص هست :
يكى آثار ذاتى كه ناشى از ذات اشياء است مانند حرارت كه از آثار ذاتى آتش ، و حس و حركت كه از آثار ذاتى حيوان است . و ديگر آثار و خواص غير ذاتى كه قابل زوال مىباشد و بعد از زوال خللى در ذات پديد نمىشود مانند عطوفت و رقت و خجالت و غيره در انسان . شيخ الرئيس در بيان آثار ذاتى اشياء گويد : و آن خاصيتهائى بود كه اندر موضوع علم افتد كه بيرون وى نيفتد ، چنان كه مثلث و مربع مر بعضى اندازهها را ، و چنان كه راستى و كژى مر بعضى را ، و اين اثرها ذاتى بود مر موضوع هندسه را .
( دانشنامه ، بخش منطق ص 134 )
آثار عُلويه
- ( اصطلاح فلسفى و هيوى ) حوادث جوى مانند : ابر ، باد ، باران ، هاله ، قوس قزح ، نيازك و تغييرات هوا و تأثيرات اشخاص فلكى و غيره را آثار علوى نامند كه در جهت بالا انجام مىشود . ( شفا ج 1 ص 26 و اخوان ج 2 ص 54 ) .
آثار كَواكِب
- ( اصطلاح اهل احكام نجوم ) ، آنان قوت و ضعف كواكب را بر حسب تأثير سه قسم كردهاند ، عظيم اثر و ميانه اثر و كوچك اثر و باز هر يك از اين اقسام را در سه مرتبه نهادهاند ، اعلى ، اوسط و ادنى كه جمعا نه قسم مىشود . و مراتب اين اقسام از يك بود تا نه و در اين باب حسابها كردهاند و هر يك از اقسام و مراتب را با يكديگر از لحاظ اثر پيوند دادهاند و آثار آنها را بدست آوردهاند كه در احكام نجوم فائده دهد .
رجوع شود به بيست باب ملا مظفر .
آثار وَضعى
- ( اصطلاح فقهى است ) در مقابل آثار تكليفى است رجوع به احكام وضعى و تكليفى و خزائن ( ص 44 شود ) .
آخِرَت
- ( اصطلاح مذهبى و كلامى است ) و به معنى روز بازپسين و قيامت به كار رفته است . و تركيباتى هم در اصطلاح