تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 481

مساهمون:

ص٤٨١
كنند كه بلا ابديت است چنان كه در تأييد بلا نهايه است مثال فارسى
هنوز سجده به آدم نكرده بود ملك * كه داغ سجدهء تو بود بر جبين ما را

تَبادُرْ

- ( اصطلاح اصولى ، ادبى ) تبادر يعنى پيشى گرفتن و سبقت گرفتن معنى خاصى از لفظى مخصوص بذهن و از اصطلاحات اصولى و ادبى است و آن باشد كه از لفظى بدون قرينه و علامت خاص معنى مخصوصى براى اهل آن زبان افاده نمايد و گويند اين تبادر علامت حقيقت است كما آنكه اگر غير معناى مصطلح بذهن تبادر كند علامت اين است كه در اين معنى مجاز است ( از قوانين ص 13 ) « التّبادر و هو علامة الحقيقة كما ان تبادر الغير علامة المجاز و المراد بالتبادر ان الجاهل بمصطلح هذه الطائفة اذا تتبع موارد استعمالاتهم و محاور اتهم و علم من حالهم انهم يفهمون من لفظ خاص معنى مخصوصا بلا معاونة قرينة حالية او مقالية » ( از قوانين ج 1 ص 13 )

تَبايُن

- ( اصطلاح منطقى ) و يكى از نسبت چهارگانه ميان كليات است ، ميان دو مفهوم كلى اگر هيچ وجه تصادقى نباشد به اين معنى كه مصاديق هر يك غير از مصاديق ديگرى باشد و در هيچ مورد با ديگرى جمع نگردند نسبت ميان آن دو را نسبت تباين و آن دو را متباينان خوانند مانند نسبت ميان انسان و جماد از آن جهت كه بطور كلى ميان آن دو مباينت و جدائى است و هر گاه در بعضى از موارد توافق كنند چنان كه در عموم و خصوص من وجه تباين جزئى باشد مانند نسبت ميان حيوان و سياهى . ( از دستور ج 1 ص 270 ) و رجوع به متساويان شود .

تَبَتُّل

- ( اصطلاح عرفانى ) تبتل عبارت از انقطاع از خلق و توجه بسوى حق است چنان كه فرمود :
« وَ تَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا »
و از باب تفعل است و بمعنى تكلف است كه عبد بايد با مشقت و دشوارى از غير ببرد و به حق به پيوندد ( شرح منازل ص 52 ) .

تَبَدُّلِ اسْباب

- ( قواعد فقه - فقه ) در كليات حقوقى آمده است تأثير اسباب شرعيه مثل تأثير اسباب واقعيه است . پس همان طورى كه واهب در صورت تلف مال حق رجوع به متهب را ندارد از جهت زوال موضوع ، همين طور اگر متهب مال را به ديگرى فروخته باشد واهب حق رجوع به او را نخواهد داشت به جهت اينكه مال از او به غير انتقال يافته و انتقال به غير در حكم تلف مال است . و همچنين اگر عينى را به بيع خيارى فروخته باشد و مشترى آن را قطعا به ديگرى انتقال داده ديگر براى بايع حق رجوع باصل مال باقى نمىماند . و اگر فسخ كند مستحق مثل يا قيمت خواهد بود مثل جائى كه عين مال تلف شده باشد . از بيان مذكور چنين نتيجه مىگيريم كه تبدل سبب چيزى بمثابه تبدل ذات آن چيز است . ( از كليات حقوقى ص 24 )

تَبْديل

- ( اصطلاح ادبى ، عرفانى ) در لغت ابدال است رجوع به ابدال شود . و نزد صوفيان مرادف با نسخ است و نزد اهل بديع عكس باشد .

تَبْذير

- ( اصطلاح فقهى ) يعنى بيهوده مصرف كردن و كار بيهوده ، مأخوذ از قرآن