ت
ت
- كلمهء تاء در زبان عربى معانى و حالات مختلف دارد بدين ترتيب كه هرگاه در اول اسم واقع شود حرف جر خواهد بود و ما بعد خود را مجرور مىكند و معناى آن قسم است مانند
« تَاللَّهِ تَفْتَؤُا تَذْكُرُ يُوسُفَ »
و مخصوص تعجب و اسم الله است و « ترب الكعبه » هم گفته شده است و تاء متحركه ( ت ) در اواخر افعال حرف خطاب است مانند « كتبت - ضربت » و اتت » و تاء ساكنه ( ت ) در اواخر افعال علامت تأنيث است مانند « قامت » ( از مغنى ص 61 ) .
تاء
- ( اصطلاح ادبى ) كلمهء تا اسم اشاره براى مفرد مؤنث است « و تى و ته » نيز براى مفرد مؤنث آيد و « تان و تين » براى تثنيهاند در حالت رفع و نصب و جر رجوع به تان و تين شود .
تائِب
- يعنى بازگرديده و بازگردندهء از گناه ، در شرع توبه عبارت از توبهء از گناه است و آنچه ظاهر شريعت گناه داند و در طريقت توبه عبارت از رجوع از خودبينى و عبادت بينى است كه فرمودند حسنات الابرار سيئات المقربين .
تابِع
- رجوع به توابع شود
تابِعُ النَّجْم
- اين اصطلاح نجومى است .
و يكى از نامهاى دبران بود يعنى ستارهء كه بدنبال پروين رود .
تابِعِىّ
- ( اصطلاح اهل درايه ) و تابعى كسى است كه صحابه را ملاقات كرده باشد و بر اسلام مرده باشد . برخى گويند تابعى كسى است كه صحابى را ديده باشد و با او مدتى مصاحبت كرده باشد ( از كشاف ج 1 ص 183 ) .
تابِ زُلْف
- ( اصطلاح عرفانى ) تاب زلف اسرار الهى را گويند .
تأثير وصف
- ( اصطلاحى اصولى ) و مراد آنست كه هر گاه كلامى مقرون به وصف باشد آن وصف تأثيرى در مفهوم دارد يا نه و بعبارت ديگر وصف مفهوم دارد يا نه رجوع به مفهوم شود و نيز رجوع به كشاف ج 1 ص 103 شود
تَأثُّر
- ( منطق - فلسفه ) تاثر قبول اثر است و آن كيفيتى است كه موجودات طبيعيه از يكديگر حاصل ميكنند و بعبارت ديگر انفعالات خاصى كه هر يك از موجودات در اثر فعل در يكديگر حاصل مىكنند تأثر مىگويند و بنا بر اين