تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 471

مساهمون:

ص٤٧١
آنچه من بينم اگر خلق جهان ديدى يقين * روز و شب همچون فلك سرگشته و جوياستى زاهد امروز ار بديدى چشم پر آشوب دوست * كى ورا پژمردگى وعدهء فرداستى هر كه او مجروح تير غمزهء جانان نشد * كافر اصليست گر شيخ است و گر مولاستى
( از طريق الحقائق - ج 2 - ص 159 )

پِيچِ زُلْف

- طريق طلب را گويند .

پيشانى

- ( اصطلاح عرفانى ) پيشانى مظهر اسرار الهى را گويند و ظهور آن را گويند .

پيْمانه

- پيمانه ، باده حقيقت را گويند كه در وى مشاهدهء انوار غيبى كنند و ادراك معانى نمايند كه دل عارف باشد ( از كشاف ص 554 ) . *
مطلب طاعت و پيمان و صلاح از من مست * كه به پيمانه‌كشى شهره شدم روز الست من همان دم كه وضو ساختم از چشمهء عشق * چار تكبير زدم يكسره بر هر چه كه هست مى بده تا دهمت آگهى از سر قضا * كه به روى كه شدم عاشق و بر روى كه مست

پيشْوا

- ( اصطلاح عرفانى ) مساوى با اقطاب و ابدال است در شريعت امام را پيشوا گويند پس پيامبر ، امام جماعت را هم پيشوا گويند در عرفان اقطاب را و آن انسانى است كه وارسته و متجلى به صفات حميده باشد . نسفى گويد : اهل معرفت بايد واجد سه امر باشند ، جذبه ، سلوك ، عروج و هر كه اين سه دارد پيشوا و شيخ است . و هر كه اين سه ندارد و يا يكى از اين سه ندارد شيخى و پيشوائى را نشايد . ( از انسان كامل ص 103 )

پيْك

- ( اصطلاح عرفانى ) جبرئيل و كنايت از انفاس قدسيه الهى است . حافظ گويد :
آن پيك نامور كه رسيد از ديار دوست * آورد حرز جان به خط مشكبار دوست خوش ميدهد نشان جلال جمال يار * خوش مىكند حكايت عز و وقار دوست
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 471 | سيد جعفر سجادى