بدان كه ربا حرام است ، و گناهى بزرگ است .
و از رسول ص روايت است :
« درهم رباء عند اللّه اعظم من سبعين زنية كلها بذات محرم »
، يعنى : يك درهم ربا نزد خداى تعالى بزرگترست از هفتاد بار زناكردن با محرم خويش .
و ربا ثابت است در هر چه آن را [ به ] پيمايند و بسنجند ، روا نباشد فروختن آن چون يك جنس بود بعضى از آن ببعضى متفاضل ، يعنى : بافزودن اندك و بسيار .
و روا بود متماثل ، يعنى : برابر چون نقد باشد ، و پيش از افتراق قبض كند . و درين كسى خلاف نكرده است الا « مالك » ، كه وى تفاضل روا داشته است ، چون يكى مصنوع باشد و زيادتى قيمت صنعت بود .
حجت بر وى اينست كه رسول ص فرموده است :
« لا تبيعوا الذهب بالذهب ، و لا الورق بالورق ، الا سواء بسواء »
، يعنى :
زر بزر ، و نقره به نقره مفروشيد ، الا راستار است . و فرقى نكرده است ميان مصنوع و غير مصنوع .
و اگر جنس مختلف باشد ، اعتبار تماثل بيفتد ، اما حلول و تقابض معتبر باشد احتياط را .
و اگر بىاين بيع كند ، صحيح باشد با كراهتى ،
لقوله ص : « و اذ اختلف - الجنسان ، فبيعوا كيف شئتم »
يعنى : چون جنس مختلف شود ، چنان كه خواهيد بفروشيد .
و اگر يكى زر باشد يا نقره و ديگر غير آن ، هر سه شرط ساقط گردد . و روا بود بيع دينارى و درهمى به دو دينار و هزار درم ، و جامهاى به دو هزار درم ، لظاهر القرآن و دلالة الاصل .
و گوشت هر جنسى از حيوان بخلاف ديگرى است : گوشت اشتر جنسى ، و گوشت گاو جنسى ديگر ، و گوشت گوسفند جنسى است . اگر چه انواع ايشان مختلف باشد . و حكم شير ايشان حكم گوشت است .
و گوشت به حيوان از جنس او فروختن روا نيست ، « لما روى من نهيه ص : عن بيع اللحم بالحيوان » . و اگر جنس او نباشد ، روا بود .
و حيوان به حيوان فروختن روا باشد ، اگر جنس باشد ، و اگر غير جنس ، برابر و زيادت ، نقد ، نه نسيه ، لما
رووه من قوله ص : « الحيوان بالحيوان واحد بالاثنين ، لا باس به نقدا و لا يجوز نسية »
، يعنى :
حيوان به حيوان ، يكى به دو فروختن باكى نيست بنقد نه بنسيه .
و گندم در خوشه بگندمى كه از آن بود يا غير آن ، اگر از زمينى معين باشد ، روا نيست فروختن . و اين را بيع « محاقله » گويند .
و همچنين خرمايى كه بر درخت باشد بخرمايى از آن درخت يا از غير آن . و اين را بيع « مزابنه » گويند .
و رسول ص ازين هر دو نهى كرده است ، از براى آنكه در وى از ربا ايمن نتوان بودن .
اما رخصت داده است در درخت خرما كه در بوستان غيرى باشد ، آن را حرز كنند ، و بخرما به صاحب بوستان
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 452
مساهمون: سيد جعفر سجادى
ص٤٥٢