بِشَرْطِ شَىء - بِشَرْطِ لَا
- رجوع به لا به شرط شود .
بَشَارَت
- ( اصطلاح عرفانى ) بشارت بوصل حبيب الى الحبيب است .
و آن بر دو قسم است يكى بواسطهء ملك در آخر عهد دنيا كه بنده روى بآخرت نهد بشارت دهد
« أَلَّا تَخافُوا وَ لا - تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ »
.
و ديگر بواسطهء قول ملك در انجمن قيامت بوقت محاسبت
« يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ »
يكى بشارت بود به نعمت جنت ، يكى بشارت بود بدوام مشاهدت را ز ولى نعمت . ( عده ج 4 ص 108 ) .
حافظ گويد :
مرحبا اى پيك مشتاقان بده پيغام دوست * تا كنم جان از سر رغبت فداى نام دوست
واله و شيداست دائم همچو بلبل در قفس * طوطى طبعم ز عشق شكر و بادام دوست
يا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ .
أَنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيى مُصَدِّقاً بِكَلِمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ سَيِّداً وَ حَصُوراً
بَشْرِيَّه
- ( از اصطلاحات كلامى است ) فرقهء بشريه در عقايد كلامى پيرو بشر بن معتمرند .
در پارهء از امور با اهل سنت موافقاند و با قدريه مخالف و به عكس .
قدريه وى را تكفير كردهاند چون قائل به قضا و قدر نبود .
و اهل سنت هم وى را تكفير كردهاند چون در همه آراء با آنان موافق نبود گويند بشر بن معتمر افضل علماء معتزله بوده است .
او گويد : ارادهء خدا هم فعلى از افعال او است . وى گويد هر گاه كسى پس از توبت از گناهى مجددا ارتكاب كند توبتش قبول نيفتد و عقوبت بيند .
( از ملل و نحل ص 28 )
بَصَر
- ( اصطلاح فلسفى ) قوت باصره قوتى است مترتب در ملتقاى دو عصب مجوف كه محل ابصار است يعنى واسطه در ابصار است و بوسيله آن ابصار حاصل مىشود « و البصر قوة مترتبة فى العصبة المجوفة مدركة لما تقابل العين بتوسط جرم شفاف لا بخروج شعاع تلاقى المبصرات » ( ش ص 454 - دستور ج 1 ص 250 - اسفار ج 4 ص 43 ، 45 )
بَصيرَة
- ( اصطلاح عرفانى ) بصير بودن حق تعالى عبارت از تجلى او و تعلق اوست بر حقايق بر طريق شهود .
جرجانى گويد : بصيرة عبارت از قوهء قلبى است كه بنور قدس روشن باشد و با آن قوت شخص حقايق و بواطن اشياء را دريابد و ببيند . همانطور كه نفس بوسيله چشم صور و ظواهر اشيا را بيند ، حكماء قوت بصيرت را « عاقلهء نظريه » و قوت قدسيه مينامند .
بعبارت ديگر : قوتى است در دل منور بنور قدسى كه حقايق و بواطن اشياء به دو ديده شود بمثابهء بصر كه بمعاونت نور شمس يا قمر يا نيران مشتعل ، صور و ظواهر اشياء بيند ، چون منور گردد بنور قدسى و هدايت حق ، حجب وهم و خيال از ديدهء او مرتفع