تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 428

مساهمون:

ص٤٢٨

بَسيط الْحَقيقَة

- ( اصطلاح فلسفى ) از بيان موارد اطلاق كلمهء بسيط معلوم شد كه بسيط الحقيقة موجودى است كه به هيچ نحو از انحاء و به هيچ يك از اقسام تركيب خارجى و ذهنى مركب نباشد نه مركب از اجزاء خارجى مانند ماده و صورت و نه عقلى مانند جنس و فصل و نه اعتبارى و نه اتحادى و نه مقدارى و نه انضمامى و نه علمى و نه وصفى و نه اسمى و نه رسمى و اين گونه موجود در عالم يكى است و كل الأشياء است . ( از رسائل ملا صدرا ص 18 - مشاعر ص 7 - اسفار ج 4 ص 13 ، 137 - ج 1 ص 20 ، 61 ، 317 )

بَسيطَةُ الْحَقيقَةِ كل الأشياء

- اين اصطلاح ظاهرا از موضوعات عرفا باشد كه صدر الدين پذيرفته و به صورت خاصى بيان كرده است صدرا در تحت عنوان واجب گفته است كه واجب الوجود بالذات واجب الوجود من جميع الجهات است و بعدا گفته است كه واجب الوجود بالذات كه بسيط الحقيقة است تمام اشياء است و تمام اشياء هم اوست « لكن البرهان قائم على ان كلّ بسيط الحقيقة كل الأشياء الوجودية الا ما يتعلق بالنقائص و الاعدام » . ( اسفار ج 3 ص 22 ) و بالجمله گويد : بسيط الحقيقة موقعى بسيط الحقيقة خواهد بود كه تمام اشياء باشد بالفعل . وى بر اساس اين قاعده مسائل بسيارى را حل كرده است كه از جمله مسألهء هيولاى اولى است كه در عين بساطت و قوت محضه قابل تمام صور است و مورد تمام حوادث و تعاقب عوارض و صور است . وى براى اثبات اين مسأله صورت و شكل قياسى بدين طريق ترتيب داده و گويد هر بسيط حقيقتى تمام اشياء وجوديه است . و واجب تعالى بسيط الحقيقة است از جميع جهات و وجوه نتيجه آنكه واجب الوجود كل الوجود است كما آنكه كل الوجود ذات او است . بيان كبرى آنكه هر گاه هويت بسيطهء الهيه كل الأشياء نباشد ناچار بعضى از اشياء است و بعضى از اشياء نيست زيرا نتواند كه هيچ يك از اشياء نباشد و اگر بعضى از اشياء باشد و بعضى نباشد لازم آيد كه ذات او متحصل القوام باشد از كون چيزى و لا كون چيزى ديگر « لكان ذاته متحصل القوام من هوية امر و لا هوية امر و لو فى العقل » و اين امر مستلزم مركب بودن ذات اوست و لو بحسب اعتبار عقلى از دو حيثيت مختلف و اين خلاف فرض بسيط الحقيقة بودن است . و بعبارت ديگر موجودى كه به هيچ يك از انحاء مركب ، تركيب نيافته باشد نتوان چيزى را از او سلب كرد مگر سلب نقائص و اعدام « اذ كل بسيط الحقيقة لا يكون فيه نقصان لان النقصان يوجب - التعدد فما لا تعدد فيه اصلا لا يكون ناقصا و ما لا نقص فيه لا يكون شىء ، من معنى ذاته خارجا منه كما مر فعلمه تعالى واحد و مع وحدته يكون علما بكل شىء » زيرا سلب چيزى از چيزى مستلزم تصور مسلوب است و موجب اثبات چيزى ديگر و مركب از دو امر خواهد بود و اين امر خلاف بساطت است . توضيح آنكه در قضيهء « انسان -