و خوارزميان را در ماههاى خود روزهاى معروفى بود آنان نوروزشان را « ناوسارزى » نامند .
و از جملهء روزهاى آنان « عاسوان » روز اول از ماه سوم تا ششم ( از اول خرداد تا ششم ) و « اجغار » يعنى آتش افروخته روز شانزدهم از ماه چهارم كه در شب آن آتش افروزند و گرداگرد آن شراب خورند مانند جشن سده و ايامى ديگر .
( از التفهيم ص 269 )
ايّامِ مُعْتَضِدِىّ
- ( گاهشمارى ) ابو ريحان گويد : چون پارسيان از كبيسه دست باز داشتند ماههاشان پيشتر شدند و نوروز پيش از رسيدن برآمد و خراج پيش از غله گشاده شد و دهقانان سواد برنج افتادند و برزگران را دشخوار شد .
پس متوكل نيت بر آن نهاد كه نوروز را سپستر برد تا رعيت را آسان شود . و نرسيده است به تمام كردن آن و از پس او خليفهيى را اندرين شغل نبود مگر معتضد را كه او را جز اين همت نبود . پس نوروز را بيازدهم روز حزيران برد . و ديگر ماههاى پارسى و آنچ اندر آنست از روزگارها بحسب نوروز از پس برده شد .
چون سريانيان سال خويش كبيسه كنند مسترقهء معتضد نيز شش روز شود اندر آن سال .
( رجوع شود به التفهيم ص 270 )
ايّامِ مَنْحُوسَه
- ( اين اصطلاح نجومى و گاهشناسى است ) و منظور روزهاى نحس است بنا بر قاعدهء نجومى و يا سنتهاى - قديمى كه ناشى از حوادث است در اين ايام .
در هر ماهى چند روز نحس دانند كه پارهء از كارها را نبايد در آن روز انجام داد و البته بايد گفت كه هيچ گونه اساس معقولى ندارد .
آن ايام از اين قرارند :
ماه محرم از 2 تا 20 صفر 10 ربيع اول 4 ربيع دوم 28 جمادى اول 20 جمادى دوم 2 و 10 رجب 2 و 10 شعبان 2 و 10 رمضان 4 و 20 شوال 20 ذى قعد 28 ذى حج 8
ايّامِ نَحْر
- اين اصطلاح فقهى است و روزهاى دهم ، يازدهم ، و دوازدهم ذى الحجه را گويند ( از دستور ج 1 ص 1133 )
ايّانَ
- اين كلمهء در زبان عرب از اسماء استفهام است ( بفتح همزه و تشديد يا ) و بواسطهء آن پرسش از زمان آينده شود . ( از تلخيص ص 89 ) .
ايتِلاف
- اين اصطلاح اهل ادب است و آن تناسب است و ايتلاف قافيه عبارت از تمكين است و بالجمله ايتلاف لفظ آن باشد كه الفاظ بعضى با بعضى ديگر ملائم باشند غريب با غريب و متداول