تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
لفظ باحور يونانى است و معنى آن روزگار آزموده بود و از احوال اين ايام استدلال كرده شود بر اوضاع و احوال و هواى باقى از سال . ( از بيست باب ملا مظفر ) ابو ريحان گويد : هفت روزند ، اولشان نوزدهم تموز و يونانيان گفتند كه كلب الجبار اى شعرى يمانى برآيد بدان روزها . و اين وقت گرما بود بغايت رسيده . و اين نام از بحران شكافته است و بحران حكم بود زيرا ك خداوندان تجربت و آزمايش از آن حكم كنند بر حال هوا اندر ماه‌هاى زمستان . و نخستين روز از باحور دليل تشرين الاول است . و دوم روز دليل تشرين الاخر و همچنين تا بآخرش . پس هرچ اندر هر روزى پديد آيد از ميغ يا از باران يا از باد ، ماه او همچنان باشد نيز . و خاصه بمصر ازين روزگار باحور بيرون آرند حكم بر كشتها و برها و كدام نيك آيد و كدام بد آيد . هر امتى را و هر گروهى را اندر شهرها مانندهء اين روزگارهاست و بدان عيدها كنند و بازارگاهها سازند بجايهاى معلوم . و لكن دانستن يك يك از آن بس دشخوار است . و آنچ دانستيم بجاى آورديم بجايگاههاى كه اندر خور آن بود . ( رجوع شود به التفهيم ص 265 )

ايام بيض

- اين اصطلاح فقهى است و در هر ماهى سيزدهم ، چهاردهم و پانزدهم را ايام بيض خوانند .

ايّامِ تَشْريق

- ( از اصطلاحات گاه‌شناسى - ) و در باب حج از فقه اسلامى به كار رفته است و ايام تشريق سه روز است سپس عيد گوسپندكشان . و ز بهر آنك اندر ايام تشريق و معدودات آنك به دو تكبير كرده آيد از پس هر نمازى ، خلافهاست ميان فقها ، حكايت كردن آن مگر با خلافها دشخوار است و اين نه جاى آنست . و اندرين ماه‌هاى تازى روزگارهاست كه بدان اتفاق افتاد زادن بزرگان يا مرگ يا كشتن ايشان يا مانندهء اين حادثه‌ها . و ليكن مردمان آن را كم به كار دارند . و گاه‌گاه بدان تعصب و بلا رسانند كه ميان خداوندان مذهبهاست . ( رجوع شود به التفهيم ص 253 )

ايّام خوارَزْمشاهى

- ( از اصطلاحات گاه‌شناسى است ) ابو ريحان بيرونى گويد اين روزها را احمد بن محمد بن عراق بن بن منظور خوارزمشاه استخراج كرده است و قصد وى از اين كار اين بود كه حساب روزها كه مناسب كشت و كار است فراموش نشده و ثابت ماند و خلاف نيوفتد يعنى در اثر گشت سال تغيير نكند زيرا عامهء مردم نتوانند تغييرات ماه‌هاى سال را حساب كنند . و همچنين گويد وى ماه‌هاى خوارزمى را نيز تبديل به ماه‌هاى سريانى نمود . ( از التفهيم ص 272 )

ايّام عَالَم

- ( اصطلاح گاه‌شمارى ) اين روزهاى است تمام كه اندر هر يكى از كواكب و اوجها و جوزهرهاى ايشان را