انحن ام اصحاب محمد و براى پنج معنى آمده است 1 - شرط مانند
« أَيًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى »
2 - استفهام چنان كه گذشت و مانند
« أَيُّكُمْ زادَتْهُ هذِهِ إِيماناً »
و
« فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ »
3 - موصوله مانند
« لَنَنْزِعَنَّ مِنْ كُلِّ شِيعَةٍ أَيُّهُمْ أَشَدُّ عَلَى الرَّحْمنِ »
كه در اين صورت اگر اضافه نشده باشد و صدر صلهء او خبر محذوف نباشد معرب است ( يعنى اضافه شده باشد و صدر صله آن مذكور باشد يا غير مضاف باشد و صدر صلهء آن محذوف يا مذكور باشد ) 4 - دال بر معنى كمال در صورتى كه صفت براى نكره باشد مانند « رأيت رجلا اى رجل » 5 - صله براى ندا ، كه محلى بال باشد مانند « يا ايها الرجل » ( از مغنى ص 40 - سيوطى ص 39 - مختصر مطول ص 89 )
اىْ
- ( اصطلاح ادبى ) كلمهءاى بكسر همزه و تخفيف يا حرف جواب است بمعنى نعم و براى تصديق مخبر و اعلام مستخبر و وعد طالب آيد مانند « قام زيد » كه پاسخ گويد « اى » و « هل قام زيد » پاسخ گويد « اى » و مانند
« وَ يَسْتَنْبِئُونَكَ أَ حَقٌّ هُوَ »
قال
« إِي وَ رَبِّي »
( از مغنى ص 40 )
اىْ
- كلمهء اى بفتح همزه و تخفيف يا حرف ندا است براى قريب و بقول بعضى براى بعيد مانند « اى عبد اللّه » و ديگر حرف تفسير است مانند « عندى عسجد اى ذهب » . ( از مغنى ص 40 )
ايا
- كلمهء ايا بفتح همزه و تخفيف حرف نداء بعيد است و گفته شده است كه مشترك ميان قريب و بعيد است و گاه همزهء آن تبديل بهاء شود و گفته مىشود « اها » .
( از مغنى ص 8 )
ايّام
- ( اصطلاح گاهشناسى است و هم اصطلاح نجومى است . ) روزهاى هفته را قدما با ستارگان انطباق دادهاند و هر ستارهء از سيارات هفتگانه را رب النوع روزى از روزهاى هفته دانستهاند . مثلا روز يكشنبه را روز آفتاب و دوشنبه را روز ماهتاب و سهشنبه را روز مريخ و چهارشنبه را روز عطارد و پنجشنبه را روز مشترى و جمعه را روز زهره و شنبه را روز زحل دانستهاند .
( از شمس المعارف الكبرى ص 30 )
ايّامُ اللّه
- ( اصطلاح عرفانى ) روزهاى خدائى . در قرآن مجيد آمده است كه خداوند آسمان و زمين و همهء آنچه بين آسمان و زمين است در شش روز بيافريد در تفسير كلمهء ايام بين مفسران و اهل ذوق اختلاف است ( رجوع شود به تفسير ابو الفتوح و تفسير فيض كاشى و زاد - المسافرين ناصر خسرو ص 367 )
ايّامُ الاسْتِظْهار
- اين اصطلاح فقهى است و مدتى را گويند كه زن بايد صبر كند تا معلوم شود كه حائض است يا مستحاض .
ايّامِ باحُورا
- ( از اصطلاحات گاهشناسى است ) از روز نوزدهم تموز هشت روز را باحورا گويند و آن روز آغاز شكستن گرما بود و گفتهاند معنى اين لفظ شدت حرارت است و عدهء گويند كه