تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
تأدب بر يكديگر مزيت و برترى يابند . ( رجوع شود به سياسات مدنيه فارابى جزء مجموعهء رسائل ص 47 )

اهْلِ عَدْل

- ( اين اصطلاح كلامى است ) و منظور معتزليان‌اند كه قائل به عدل خدا و توحيد ذات و صفاتند . ( رجوع شود به ملل و نحل شهرستانى ضميمهء ابن حزم ص 153 ) . اينان گويند كلام خدا عبارت از امر و نهى و وعد و وعيد بود و هر كس در اثر فعل خود مستحق ثواب و يا عقوبت بود و عقل سالم نيز بدين امر قضاوت كند .

اهْلِ عِلْم و طَهارَت

- ( اين اصطلاح عرفانى است ) منظور كسانى است كه در مراتب نه‌گانهء ترقى روح انسانى قرار دارند ، ( رجوع شود به روح انسانى و رجوع شود به انسان كامل نسفى ص 29 ) .

اهلِ فُتْوى

- ( اصطلاح فقهى ) مجتهد جامع شرائط را گويند .

اهْلِ كِتاب

- ( اصطلاح كلامى ) يهود و نصارى و بقولى زردشتىها را گويند .

اهْلِ فَضائِل

- اين اصطلاح اخلاقى است و اهل فضائل كسانى هستند كه وجه همت خود را كسب فضائل و اخلاق حسنه قرار داده‌اند . ( اخلاق ناصرى ص 205 )

اهْلِ فَقْر

- رجوع شود به فقر و فقير .

اهْلِ كَشْف

- ( اصطلاح عرفانى ) اين طايفه را خاص الخاص گويند : و آنان به زبان اقرار ميكنند و بدل تصديق ميكنند ، هستى و يگانگى خداى را بطريق كشف و عيان . ( انسان كامل ص 45 )

اهْلِ مُجاهَدَت

- ( اصطلاح عرفانى ) كسانى كه در مقام مجاهدت و رياضت ميباشند كه « اما اهل المجاهدات و اصحاب الرياضات فطعامهم خشن و لباسهم خشن » . ( عده ج 5 ص 484 )

اهْلِ فَوْز

- اين اصطلاح اخلاقى است و اهل فوز كسانى هستند كه بمقام و مرتبت قرب الهى رسيده باشند كه آنها را فائزان هم گويند و مخلصان نيز خوانند . ( از اخلاق ناصرى ص 106 )

اهْلِ مَحَبَّت

- ( اصطلاح عرفانى ) در كلمات باباطاهر است كه « اهل المحبة فرحون و منتظرون اللقاء و اهل الحقيقة محترقون وجلون ، فارون من اللقاء » . آنها كه اهل بدايت محبت‌اند شادانند باميد لقاء حق و منتظر لقائند و اهل حقيقت كه اهل اواسط محبت‌اند ميسوزند و ترسانند و فراركننده‌اند از لقاء حق به جهت آنكه در اواسط كه هنوز نفس باقى است ميسوزند و در خوفند و نفس آنها آنان را از لقاء بر حذر ميدارد و گويد اول محبت لهو است بواسطهء غلبه نفس و هواهاى نفسانى كه موجب اعراض و عدم توجه بمحبوب است و اشتغال به چيزهاى باطل و اواسط آن سهو است كه