اهْلُ السُّنَة
- اين اصطلاح در كلام اطلاق بر اشاعره شود كه در تمام موارد پيرو سنتاند و حسن و قبح عقلى را قبول ندارند .
اهْلِ شُرْب
- ( اصطلاح عرفانى ) سكران را اهل شرب خوانند كه اهل غلبه وجد است رجوع به شرب شود .
اهل شَريعَت
- ( اصطلاح عرفانى و كلامى ) رجوع شود به شريعت و طريقت .
و ( مصباح الهدايه ص 115 )
اهلِ شُهُود
- رجوع شود به شهود و ( شرح گلشن راز ص 544 ، شرح منازل ص 57 ) .
اهلِ صُحْبَت
- ( اصطلاح عرفانى ) اهل صحبت اميران بهشتاند .
( تفسير ص 770 )
اهلِ صُفَه
- ( اصطلاح عرفانى ) كسانى بودند كه در زمان حضرت رسول در مسجد النبى صفه را گزيدند و در آنجا مسكن كردند و آنان اهل رياضت بودند كه مستقيما از معدن نبوت كسب فيض ميكردند و در بيان وجه تسميهء صوفى بيايد كه وجهى آنست كه اصلش صفهاى باشد و منسوب به اهل صفه باشد .
و آنچه مشهور است اهل صفه عبارتند از : بلال ، ابو عبيده ، ابو يقظان ، عمار ياسر ، عبد اللّه مسعود ، عتبة بن مسعود ، مقداد بن اسود ، عتبة بن غزوان ، زيد بن خطاب ، ابو كبشه و عدهء ديگر .
( شرح تعرف ص 38 ج 1 - كشف المحجوب ص 97 )
اهلِ صَوْمَعَه
- ( اصطلاح عرفانى ) اهل خانقاه و اهل شريعت و آن فروتر از مقام خراباتيان است .
عراقى گويد :
خراب كوى خرابات را از آن چه خبر * كه اهل صومعه را بهترين مقاماتست
اگر چه اهل خرابات را ، ز من ننگست * مرا نصيحت ايشان بسى مباهاتست
كسى كه حالت ديوانگان ميكده يافت * مقام اهل خرد نزدش از خرافاتست
اهلِ طامات
- ( اصطلاح عرفانى ) سالكينى را گويند كه بيان حقايق خود كند و اظهار كرامت خود خواهند و كنند و در مقامات كشف و كرامت مقيد باشند و در كشف اللغات گويد طامات نزد صوفيان عبارت است از خودنمائى و خودفروشى و اظهار كمالاتى است كه از جهت فريب دادن مردم و تسخير ايشان كنند رجوع شود به طامات و شطح طامات و ( كشاف ص 927 ) .
اهلِ طَبايِع
- ( اصطلاح فلسفى و كلامى ) اهل طبايع كسانى هستند كه گويند موجودات از كيفيات چهارگانهء محسوسه ، گرمى ، سردى ، ترى و خشكى پديد آمدهاند و تدبير و تقديرى در كار نيست .
( زاد المسافرين ص 31 ، 143 )
اهلُ الطَّبايِعِ الْمُتَساوِيَة
- ( اين اصطلاح اجتماعى است ) و منظور انسانهائى است كه از لحاظ طبيعت و سرشت يكساناند و البته اينان در جريان تعلم و