تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
آب و از جهت سهولت تركيب و عذوبت الفاظ نزديك باشد به سيلان و جريان و تمام قرآن مجيد بدين وصف است . اهل بديع گويند هرگاه وصف انسجام در نثر قوت گيرد فقرات آن موزون شود مانند
« فَمَنْ شاءَ فَلْيُؤْمِنْ »
و
« مَنْ شاءَ فَلْيَكْفُرْ »
و
« اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنا »
و
« فَأَصْبَحُوا لا يُرى إِلَّا مَساكِنُهُمْ »
. ( از كشاف ج 1 ص 767 ) در ابدع آرد : انسجام روانى و بىتكلفى و لطافت كلام است كه با دقت الفاظ رشاقت معانى را شامل باشد و عارى از تصنعات بديعى باشد و فقرات آن موزون باشد مثال اين صنعت در پارسى و عربى بسيار است مثال فارسى براى نمونه :
چه خوش است بوى عشق از نفس نيازمندان * دل از انتظار خونين و لب از اميد خندان نظرى مباح كردند و هزار خون معطل * دل عارفان ببردند و قرار هوشمندان سر كوى ماهرويان همه روز فتنه باشد * ز معربدان و مستان و معاشران و رندان اگر از كمند عشقت بروم كجا گريزم * كه حيات بىتو مرگ است و خلاص بىتو زندان نفسى بيا و بنشين سخنى بگوى و بشنو * كه قيامت است چندين سخن از دهان خندان

انْسِداد بابِ عِلْم

- ( اصطلاح اصولى ) يعنى بسته بودن راه و درهاى علم البته منظور علوم فقهى و مذهبى است در زمان غيبت امام فقها و اصوليين شيعه اكثر گويند باب علم به احكام شرعى منسد شده است زيرا مأخذ احكام ، قرآن و اخبار است ، قرآن كه قطعى الصدور و ظنى الدالة است و اخبار هم دو قسم‌اند متواتر و آحاد ، اخبار متواتر كه مفيد علم‌اند باندازهء نمىباشند كه بيان تمام احكام و حوائج را بنمايند و اخبار آحاد هم مفيد ظن و گمان‌اند پس راه علم به تمام احكام منسد است و در اين صورت بايد به قرائن و امارات و اصول مفيد ظن عمل كرد زيرا ميدانيم كه نسبت بهر امرى تكليفى هست و ما هم مكلفيم و اخبارى هم وارد است كه در تمام جزئيات حكمى هست پس آنچه از راه قطعى بدست آيد كه فبها و آنچه از راه قطع و يقين بدست نيايد عمل به ظن ميكنيم زيرا احتياط هم كه سبيل نجات است در تمام موارد امكان ندارد و موجب اخلال در انتظام جامعه مىشود . رجوع شود به حجية ظن و اصول عمليه و ( رسائل ص 24 - 12 كفاية الاصول ص 114 ) .

انْسِلاخ

- ( اصطلاح عرفانى ) قطع علايق مادى و رها كردن كليهء تعلقات ماديه تا آنجا كه قدرت و توانائى حاصل شود كه روح در تحت اختيار و تصرف انسان باشد و هر گاه بخواهد ماده را رها كند و در عالم روحانى صعود نمايد و اين مخصوص انسان كامل است .

انشاء

- ( اصطلاح ادبى و فلسفى ) انشاء نزد اهل عربيت اطلاق بر كلامى شود كه براى نسبت آن در خارج امرى نباشد كه مطابقت كند با آن و مقابل خبر است مانند « اضرب » و گاه اطلاق بر فعل متكلم شود يعنى القاء كلام انشائى و مقابل آن « اخبار » به كسر همزه است . و مراد از انشاء ، طلب ، تمنى ، ترجى ،