تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
از منكر يعنى منع از كارهاى زشت و معاصى قولا و فعلا و هر دو واجب‌اند عقلا و نقلا بوجوب كفائى با شرائط خاصى كه آمر و ناهى اولا خود علم بمعروف و منكر داشته باشند و ثانيا طرف هم اصرار بر ارتكاب معاصى داشته باشد و ثالثا مأمون از ضرر و زيان باشد و رابعا امكان تأثير سخن او باشد و خامسا از راه نصيحت و ملايمت وارد شود تا برسد به اقامه حدود ( از شرح لمعه ج 1 ص 192 ) . در معتقد الاماميه آمده است : بدان كه امر بمعروف و نهى از منكر از فرائض اعيان است نزد خواجه ابو جعفر طوسى ، و فرض على الكفاية است بنزد سيد مرتضى . و طريق وجوب او سمع است نزد ايشان ، زيرا كه اگر عقل [ دال ] بودى بر وجوبش ، [ هر آينه بر خداى واجب ميشدى ، و چنين نيست ] . و امر بواجب واجب باشد ، و امر بسنت سنت بود ، و نهى از منكر همه واجب باشد . و شرائط وجوب سه چيز است : آنكه معروف را معروف داند ، و منكر را منكر ، و غلبه ظنش آن بود كه انكار وى تأثير خواهد كرد ، و در وى مفسدتى نباشد . و امر بمعروف و نهى از منكر بدست باشد ، و به زبان ، و بدل . اگر به زبان نتواند ، بدل انكار كند . و باللّه التوفيق . ( معتقد الاماميه ص 340 )

امْرِ تَبَعىّ

- ( اصطلاح اصولى ) وجوب مقدمى و تبعى را گويند مثل طهارت براى نماز .

امرِ تَخْييرى

- ( اصطلاح اصولى ) امر را تخييرى گويند در صورتى كه مأمور را ما بين دو يا چند امر مخير كند ، هر يك بر نحو وجوب بدلى مانند
« فَكَفَّارَتُهُ إِطْعامُ عَشَرَةِ مَساكِينَ
أَوْ كِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ »
( رجوع شود به قوانين ص 116 )

امرِ ثانَوى

- ( اصطلاح اصولى ) امر ثانوى در مقابل امر اولى است مثلا طهارت مائيه براى مصلى واجب است بامر اولى و در صورت فقدان آب طهارت ترابيه بامر ثانوى است رجوع شود بامر واقعى اولى .

امرِ حاضِر

- ( اصطلاح ادبى ) رجوع بامر شود .

امّ رِضاعى

- ( اصطلاح فقهى ) يعنى علقهء مادرى كه از راه رضاع و شير دادن پديد آمده است هر زنى كه بچه‌اى را قبل از بلوغ با شرائط خاصى شير دهد مادر رضاعى است در صورتى كه شير او از نكاح باشد و باندازهء شير بدهد كه در شيرخوار گوشت بروياند يا استخوان محكم كند . مراد اين است كه اولا شيرى كه در پستان طايه ( دايه ) هست حاصل از نكاح درست باشد و ديگر مدتى شير بدهد كه فى الواقع شير او در رشد و استخوان‌بندى طفل مؤثر باشد كه حد آن را 14 ساعت پى در پى يا 15 دفعه پى در پى دانند . رجوع به رضاع شود ( از شرح لمعه ج 2 ص 63 ) .

امرِ ظاهِرىّ

- اين اصطلاح اصولى
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 298 | سيد جعفر سجادى